تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
هامش
- ناگهان بر شما شبيحون زند ، وشما را از روى زمين به درونش كشاند ، واز بلندىاش به گودال افكند ، واز انس وآرامش به وحشت وتنهايى برد ، واز فضا وروشنى آن به تاريكى ، واز وسعت مكان به تنگنايش اندازد ؛ آن جا كه نه به ديدن خويشاوند روند ، ونه از بيمارى عيادت شود ، ونه به فرياد كسى پاسخ گويند . خدا ما را يارى دهد از هراس‌هاى اين روز ، وما وشما را نجات دهد از عقاب أو ، وبراي ما وشما ثواب شايانش را واجب كند . بندگان خدا ! اگر همين دنيا آخر زندگى شما بود ومنزل نهايى ، سزاوار بود كه انسان در آن كارى كند كه غم‌هاى اورا ببرد وأو را از دنيا به كنار كشد ودر خلاص از دنيا وگرفتارى اش بكوشد . وچطور چنين نباشد كه انسان پس از اين جهان در گروى كار خويش است . وبه پاى حسابش بازدارند . نه وزيري دارد كه أو را نگهدارد ، ونه پشتيبانى كه از أو دفاع كند . در اين روز است كه براي كسى سود ندهد كه ايمان آورد ، در صورتي كه در دنيا ايمان نداشته ويا كار خير در حال ايمان خود نكرده . بگو شما در انتظار باشيد كه ما هم منتظر هستيم . شما را به تقوا از خدا سفارش كنم ؛ زيرا خدا ضامن است كه هر كه تقوا داشته باشد ، أو را از وضعي كه بد دارد ، به وضعي برد كه خوش دارد . واز آن جا كه گمان نبرد ، به أو روزى رساند . مبادا تو از كساني باشى كه بر گناه ساير بنده‌هاى خدايش نگران است وخودش از عقوبت گناهش آسوده خاطر است ؛ زيرا خدا دربارهء بهشتش گول نمىخورد وآنچه نزد اوست جز به طاعت أو به دست نيايد ، انشاء اللَّه . كمره اى ، ترجمهء تحف العقول ، / 243 - 244