ومنها : حدّثني أبو الحسين محمّد بن هارون بن موسى ، عن أبيه ، عن أبي عليّ محمّدابن همّام ، قال : حدّثني جعفر بن محمّد بن مالك ، عن القاسم بن إسماعيل ، عن حنان بنسدير ، عن جعفر بن محمّد عليه السلام ، عن أبيه ، عن جدِّه ، عن الحسين بن عليّ عليهم السلام [ قال : ] قال لي أبي عليّ بن أبي طالب عليه السلام :
ألا أبشّرك يا أبا عبداللَّه ؟ قلت : نعم يا أمير المؤمنين .
[ قال : ] قال لي جدّك رسول اللَّه صلى الله عليه وآله : لمّا أسري بي إلى السّماء ، لقيتني الملائكة ، ملائكة سماء سماء بالبشارة من اللَّه عزّ وجلّ ، ولمّا صرت إلى السّماء الرّابعة ، لقيني جبرئيلفي محفل من الملائكة ، فقال لي :
يا محمّد ! لو اجتمعت امّتك على حبّ عليّ بن أبي طالب لما خلق اللَّه النّار .
الطّبريّ ، نوادر المعجزات ، / 75 رقم 38
هامش
- هنگامى كه مرگ شبيخون زند ، أو را ترسى در دل نباشد وچون مرگ روى نمايد ، سستى وناتوانى از خود نشان ندهد . ودر ميدان نبرد وزورآورى ، آن جا كه دليران پشتشان به خاك آيد ، عقب نشينى نكند . دامن همت به كمر زده ، وپر جمعيت وپيروزمند وشيربيشهء شجاعت باشد كه ريشه كن كنندهء ستمگران ، پشتوانه اى استوار ومردانه وشمشيرى از شمشيرهاى خدا باشد . سالار وپر خيرى است كه بزرگ شدهء خاندان جلالت وشرف است وريشهء مجد وبزرگوارى اش در أصيل ترين ريشه ها باشد . پس هيچ كسى موجب انصراف تو از بيعت با أو نشود . آن كسى كه به سوى هر فتنه اى شتابان بگريزد وآن كس كه اگر سخن بگويد بدترين سخنگوست واگر خاموش نشيند خباثتها وفسادها در اندرون دارد . »
سپس آن حضرت به توصيف مهدى عليه السلام بازگشت وفرمود : « ساحت ودرگاهش از همهء شما گشادهتر ودانش أو از همهء شما فزون تر است ، وخويشان ونزديكان را بيش از همهء شما سركشى مىكند وحفظ پيوستگى مىنمايد . پروردگارا ! برانگيخته شدن أو را به مايهء به در آمدن وسر رسيدن دلتنگى واندوه قرار ده وبه واسطهء أو ، پراكندگى أمت را جمع ساز . پس اگر خداوند براي تو خير خواست ، پس عزم خود استوار گردان واگر در راه رسيدن به خدمت أو توفيق يا فتى ، از أو به ديگرى باز مگرد . وهر گاه به سويش راه يا فتى ، از أو در مگذر . »
پس از اين سخن ها ، آه برآورد ودر اين حال با دست خويش به سينهء خود اشاره نمود ، وفرمود : « چه بسيار به ديدن أو مشتاقم . »
غفارى ، ترجمهء غيبت نعمانى ، / 310 - 312