يعتذر كاعتذار الملك القبطيّ ] . « 1 »
السّيّد هاشم البحراني ، مدينة المعاجز ، 4 / 225 رقم 191
هامش
( 1 ) - ايضاً قطب راوندى به سند معتبر از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام روايت كرده است كه : روزى امام حسن وامام حسين عليهما السلام براي قضاى حاجت بيرون آمدند ، تا آن كه به نخلستانى رسيدند وهر يك پشت را به جانب ديگرى گردانيدند كه مشغول قضاى حاجت شوند . پس حق تعالى براي كرامت ايشان ديوارى در ميان ايشان پيدا كرد كه يكديگر را نمىديدند . چون فارغ شدند ، ديوار از ميان برخاست . پس به قدرت الهى در آن موضع چشمهء آبى پيدا شد . دو إبريق از آن آب برداشتند وخود را پاك كردند . وضو ساختند وبرگشتند .
پس در اثناى راه عمر ايشان را ديد ، گفت : « از كجا مىآييد ؟ آيا از دشمنان خود نمىترسيد كه تنها بيرون آمده أيد ؟ »
گفتند : « ما از قضاى حاجت برمىگرديم . »
آن ملعون چون ايشان را تنها يافت ، خواست كه ايشان را هلاك كند . ناگاه صدايى شنيد كه : « اى شيطان ! مىخواهى با دو فرزند محمد دشمنى كنى ؟ ديروز با مادر ايشان كردى آنچه كردى ، بدعتها در دين خدا كردى وخلافت اهلبيت را غصب كردى . »
حضرت امام حسين عليه السلام نيز سخنان درشت به أو گفت . پس دست راست خود را برداشت كه طپانچه بر روى حضرت زند ، حق تعالى دست راستش را خشك كرد . خواست به دست چپ طپانچه زند ، باز دست چپ أو خشك شد . پس گفت : « سؤال مىكنم از شما به حق پدرت وجد شما ، دعا كنيد ، حق تعالى مرا رها كند ودست مرا باز گرداند . »
پس امام حسين گفت : « خداوندا ! أو را از اين بليه رها كن واين را عبرتي گردان براي أو ، وحجتي گردان بر أو . »
پس حق تعالى دست أو را رها كرد ، وبا ايشان روانه شد وبه نزد حضرت أمير المؤمنين عليه السلام آمد وبا آن حضرت شروع به مخاصمه كرد . اين واقعه چند روزى بعد از بيعت سقيفة بود . پس گفت : « اينها را به كجا فرستاده بودى كه براي تو پيغام ببرند ؟ »
حضرت فرمود : « نرفته بودند ، مگر براي قضاى حاجت . »
پس يكى از منافقان كه حاضر بود ، رداى حضرت را كشيد تا آن كه ردا شق شد . حضرت امام حسين عليه السلام به آن مرد منافق گفت : « خدا تو را از دنيا بيرون نبرد تا آن كه قرمساقى كنى أهل وفرزندان خود را . »
وآخر چنين شد . آن ملعون در عراق دختر خود را براي مردم مىبرد .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 490 - 491
وديگر در خرايج وجرايح مسطور است كه : حسن وحسين عليهما السلام در كنار نخل عجوه 1 آمدند واز براي قضاى حاجت به زمين پستى فرود شدند . خداوند تبارك وتعالى در ميان ايشان ديوارى برانگيخت وپس -