نزول طعام الجنّة لأهل البيت عليهم السلام « 1 »
عن عبدالرّحمان بن أبي ليلى ، مرسلًا ، قال : دخل رسول اللَّه صلى الله عليه وآله على فاطمة عليها السلام ،
هامش
( 1 ) - محمد بن المنكدر روايت كند از جابر عبداللَّه انصارى كه : رسول صلى الله عليه وآله چند روز بگذشت كه طعام نخورد . رنجور شد ، برخاست ودر حجرهء زنان بگرديد ، هيچ نيافت . به حجرهء فاطمه آمد عليها السلام وگفت : « يا بنيه ؛ اى فرزندك من ! هيچ طعامي هست به نزديك تو ؟ »
گفت : « تن وجان من فداى تو باد ، هيچ نيست . »
از نزديك أو بيرون آمد وبه مسجد رفت . همسايهاى از آنِ فاطمه ، أو را دو نان فرستاد وپاره اى گوشت داد . فرزند وشوهر همه گرسنه بودند ، فاطمه با خود گفت : « واللَّه لأؤثرنّ بها رسول اللَّه » .
« به خداى كه پيغامبر خداى را به اين ايثار كنم ، بر خود وفرزندان خود . »
آنگه يكى را از فرزندان بفرستاد تا رسول را بخواند . رسول صلى الله عليه وآله باز آمد . فاطمه گفت : « تن وجان من فداى تو باد . چون تو برفتى ، خداى تعالى ما را چيزكى بداد . اگرچه اندك است ، من خواستم كه ايثار كنم بر تو . »
واين در جفنه نهاده بود وچيزى بر سر أو نهاده پيش آورد . چون سر أو بر گرفت ، جفنه پر از نان وگوشت بود . فاطمه عليها السلام عجب بماند . دانست كه آن از نزديك خداست . شكر خداى بكرد وبه رسول صلى الله عليه وآله صلوات فرستاد . ورسول صلى الله عليه وآله أو را گفت : « يا بنيّة ! أنّى لكِ هذا ؟ »
« از كجا آمد تو را اين ؟ »
قالت : « هُوَ من عندِ اللَّه ، إنّ اللَّهَ يرزقُ من يشاءُ بغيرِ حساب » .
رسول صلى الله عليه وآله خداى را شكر كرد وگفت : « الحمد للَّهالّذي لم يخرجني من الدّنيا حتّى أراني فيكِ ما أرى زكريّا في مريم ، « كلّما دخلَ عليها زكريّا المحراب وجدَ عندها رِزْقاً ، قال : يا مريم أنّى لكِ هذا ؟ قالت : هُوَ من عندِ اللَّه ، إنّ اللَّهَ يرزقُ من يشاءُ بغيرِ حساب » .
« سپاس خداى را كه مرا از دنيا نبرد ، تا با من نمود در أهل بيت من ، آنچه با زكريا نمود در مريم كه هرگاه در پيش أو شدى ، به نزديك أو روزى يا فتى . گفتى : از كجا آمد اين تورا . گفتى : از نزديك خداى تعالى كه خداى روزى دهد آن را كه خواهد ، بىحساب . »
آنگه رسول صلى الله عليه وآله كس فرستاد تا على وحسن وحسين را بخواندند وجملهء زنان خودرا وخويشان را تا از آن طعام بخوردند وسير شدند ، وهمسايگان را از آن جا بفرستادند . فاطمهء زهرا عليها السلام گفت : « چون اين از آن جا بخوردند وسير شدند ، وهمسايگان از آن جا بخوردند وخرج كردند ، پنداشتى كه على حاله وهيأته مانده است از آن بركت كه خداى تعالى در آن نهاده بود . »
أبو الفتوح رازي ، تفسير ، 2 / 197 - 200 ، 242 - 243