تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1343

مساهمون:

ص١٣٤٣
هامش
- از خواب بيدار كرد ، جامه‌ها را بر ايشان پوشيد . در آن حالت حضرت رسالت صلى الله عليه وآله وسلم داخل شد ، ايشان را مزين ديد . هر دو را دربر كشيد وبوسيد ، به حضرت فاطمه گفت : « خياط را ديدى ؟ » گفت : « بلى يا رسول اللَّه ، آورد جامه‌هايى كه براي ما فرستاده بودى . » حضرت فرمود : « آن خياط نبود ، رضوان خازن بهشت بود . » فاطمه عليها السلام گفت : « كه شما را خبر كرد يا رسول اللَّه ؟ » حضرت فرمود : « به آسمان نرفت ، تا آمد به سوى من ومرا خبر داد . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 393 وديگر أبو عبداللَّه مفيد نيشابورى در كتاب امالى خود آورده كه : حضرت رضا عليه السلام حديث مىكند كه : عيد نزديك شد وحسن وحسين را جامه در خور عيد نبود . به نزديك مادر شدند وگفتند : « أطفال مدينه را در روز عيد جامه‌هاى نيكوست . چيست كه ما را زينت نمىكنى ؟ » فاطمه عليها السلام فرمود كه : « جامه هاى شما در نزد خياط است وهنگام حاجت حاضر خواهد ساخت . » اين ببود تا شب عيد برسيد . حسنين عليهما السلام به نزديك مادر آمدند وآن سخن را أعادت كردند . فاطمه بر ايشان رقت كرد وبگريست ، وهمچنان جواب باز داد كه : « لباس شما در نزد خياط است . » وايشان را ساكت فرمود . چون شب تاريك شد ، بانگ سندان از در برخاست . فاطمه فرمود : « كيستى ؟ » قال : « يا بنت رسول اللَّه ! أنا الخيّاط جئت بالثِّياب » . عرض كرد : « اى دختر رسول خدا ! من خياطم ولباس عيد آورده‌ام . » فاطمه در بگشود . مردى با جامهء عيد درآمد . قالت فاطمة : « واللَّه لم أر رجلًا أهيب هيبة منه » . فرمود : « سوگند با خداى ، هرگز مردى مهيب‌تر از وى نديدم . » بالجملة رزمهء 1 سربسته به فاطمه داد . وآن حضرت مراجعت فرمود وسر آن رزمه را بگشود . در ميانش دو پيراهن ودو دراعه 2 ودو سراويل 3 ودو رداء ، ودو عمامه ودو موزهء 4 سياه بود وآن موزه‌ها از دنبال حمرتى 5 داشت . پس فاطمه عليها السلام حسنين عليهما السلام را از خواب برانگيخت ، وآن جامه ها را بديشان درپوشانيد . واين‌وقت رسول خدا درآمد وايشان را در جامهء زيبا نگريست هر دو تن را برگرفت وببوسيد ، وبا فاطمه فرمود : « خياط را ديدار كردى ؟ » عرض كرد : « بلى يا رسول اللَّه ، برسيد وآن لباس‌ها كه انفاذ 6 فرمودى ، برسانيد . » قال : « يا بنيّة ! ما هو خيّاط ، إنّما هو رضوان خازن الجنّة . » فرمود : « اى دختر ! آن مرد خياط نبود . أو رضوان بهشت وخزينه‌دار جنت بود . » فاطمه عرض كرد : « يا رسول اللَّه ! كدام كس تو را آگهى داد ؟ » فرمود : « تا أو به نزد من نيامد ومرا آگهى نداد ، به سوى آسمان عروج نكرد . » -