هامش
- عرض كرد : « تو . »
فرمود : « تورا به خدا سوگند مىدهم ، روزى كه رسول خدا به غار تشريف برد ، من با فداكارى خودم رسول خدا را حفظ كردم يا تو ؟ »
عرض كرد : « بلكه تو . »
فرمود : « تورا به خدا سوگند مىدهم ، در آيهاى كه در مورد خاتم بخشي نازل شد ، براي من ولايت از طرف خدا به همراه ولايت رسول خدا تعيين شد يا براي تو ؟ »
عرض كرد : « بلكه براي تو . »
فرمود : « تورا به خدا ، به حكم حديث پيغمبر در روز غدير ، [ من ] مولاي تو وبه همهء مسلمانان هستم يا تو ؟ »
عرض كرد : « بلكه تو . »
فرمود : « تورا به خدا ، منصب وزارت رسول خدا ومنزلت هارون از موسى ، از آنِ من است يا از آنِ تو ؟ »
عرض كرد : « بلكه از آنِ تو . »
فرمود : « تورا به خدا ، آيا رسول خدا براي مباهله با مشركين نصارى ، مرا وأهل خانه وفرزندان مرا بيرون برد ، يا تورا وأهل خانهء تو وفرزندان تورا ؟ »
عرض كرد : « بلكه شما را . »
فرمود : « تورا به خدا ، آيهء تطهير از پليدى ، از آنِ من وخانواده أم وفرزندانم است ، يا از آنِ تو وخانوادهات ؟ »
عرض كرد : « بلكه از آنِ تو وخانوادهء توست . »
فرمود : « تورا به خدا قسم مىدهم ، رسول خدا كه در روز كساء دعا كرد وعرض كرد : بارالها ! اينان خاندان من هستند ، رهسپار به سوى تو باشند نه به سوى آتش . دربارهء من وخانواده وفرزندان من بود يا تو ؟ »
عرض كرد : « بلكه تو . »
فرمود : « تورا به خدا ، صاحب آية اى كه خدا مىفرمايد : به نذر وفا مىكنند واز روزى كه شر خيز است مىترسند ، من هستم يا تو ؟ »
عرض كرد : « بلكه تو . »
فرمود : « تورا به خدا قسم مىدهم ، تويى آن جوان مردى كه از آسمان درباهء أو گفته شد ، كه شمشيرى به جز ذو الفقار وجوانمردى به جز علي عليه السلام نيست ، يا منم ؟ »
عرض كرد : « بلكه تو هستى . »
فرمود : « تورا به خدا سوگند مىدهم ، تويى آن كس كه آفتاب به هنگام نماز أو ، بازگشت وأو نمازش را خواند وسپس آفتاب غروب كرد ، يا منم ؟ »
عرض كرد : « بلكه تويى . »
فرمود : « تورا به خدا قسم مىدهم ، تويى آن كس كه رسول خدا پرچم خود را در روز خيبر ، به دست أو داد وخداوند پيروزى نصيب أو فرمود يا منم ؟ »
عرض كرد : « بلكه تويى . »
فرمود : « تورا به خدا قسم مىدهم ، تو بودى كه اندوه خاطر پيغمبر صلى الله عليه وآله ومسلمانان را ، با كشتن عمرو ابن عبد ود برطرف كردى يا من بودم ؟ »
عرض كرد : « بلكه تو بودى . » -