هامش
- واين فدك حصارى در فرود خيبر بود ، اگر چند حصانت ورصانت حصار خيبر را نداشت ، لكن خواسته وخرماستانهايش افزون از خيبر بود .
بالجملة ، رسول خداى فاطمه را پيش خواند واين آيت مبارك را بر أو قرائت كرد واموالى كه از فدك به دست كرده بود به تسليم أو مقرر فرمود وحوايط فدك را با أو گذاشت . فاطمه عرض كرد : « يا رسول اللَّه ! آنچه به فرمان خدا بهره ونصيبهء من افتاد به جمله خاص تو گذاشتم . »
پيغمبر فرمود : « اين جمله را خاص خود وفرزندان خود بدار ودانسته باش كه بعد از من با تو از در معادات ومبارات بيرون شوند ، حيلتها بسازند وخصومتها بياغازند وفدك را از تو بازستانند . »
آنگاه فرمود تا بزرگان أقوام ومعارف أصحاب حاضر شدند ودر حضور ايشان حوايط فدك را با هر ملك ومال كه در آن أراضي مأخوذ داشته بود ، به تسليم فاطمه مقرر فرمود . پس وثيقه اى نگاشته كه فدك با تمامت مال وخواسته خاص فاطمه وفرزندان أو حسن وحسين است .
پس فاطمه دست تصرف فرا داشت وآن أموال وأثقال كه خاص أو گشت بر مسلمانان بخش كرد وهر سال به اندازهء قوت خويش از فدك مأخوذ مىداشت وآنچه فاضل بود بر مسلمانان قسمت مىفرمود .
1 . [ الرّوم : 30 / 38 ] .
سپهر ، ناسخ التواريخ فاطمة الزّهرا عليها السلام ، 4 / 74
صادق آل محمد از أمير المؤمنين حكايت مىكند كه فرمود : « چون فاطمه از خواب انگيخته شد مرا ندا در داد ومن بىتوانى به نزد أو رفتم وگفتم : تورا چه افتاد ؟ » مرا از خواب خويش آگهى داد واز من عهد بستد كه بعد از وفات أو هيچكس را آگهى ندهم مگر از زنان امّ سلمه وامّ أيمن وفضّه را ، واز مردان حسنين وعبداللَّه بن عبّاس را ، واز أصحاب سلمان فارسي وعمّار ياسر ومقداد واسود وابا ذرّ غفارى وحذيفة را .
سپهر ، ناسخ التواريخ فاطمة الزّهرا عليها السلام ، 4 / 157
در كتاب كافى سند به أبو بصير منتهى مىشود : « قال ، قال أبو جعفر : ألا أقرئك وصيّة فاطمة ؟ قال : قلت : بلى ، فأخرج حُقّاً أو سَفَطاً ، فأخرجَ منه كتاباً فقرأ : بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ، هذا ما أوصت به فاطمة بنتُ محمّدٍ رسول اللَّه ، أوْصَت بحوائطها السّبعة العَوافِ والدِّلال والبَرْقَةِ والمَبِيتِ والحُسنْى والصّافِيَة ومالُ امّ إبراهيم ، إلى عليّ بن أبي طالب ، فإن مضى عليٌّ فإلى الحسن ، فإن مضى الحسن فإلى الحسين ، فإن مضى الحسين فإلى الأكبر من وُلْدي ، شهد اللَّه على ذلك والمقدادُ بن الأسود والزّبير بن العوّام ، وكتب عليّ بن أبي طالب » .
يعنى : أبو جعفر عليه السلام فرمود : « هان اى أبو بصير ! آيا از وصيّت فاطمه تورا آگهى ندهم ؟ »
گفت : « قرائت فرماييد . »
پس حقه واگر نه سبدى برآورد واز ميان آن مكتوبى ظاهر ساخت وقرائت كرد : « بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ، اين است وصيّتى كه فاطمه كرده است ، وصيّت كرده است كه حوايط سبعه كه نخستين عواف ، دويم دلال ، سه ديگر برقه ، چهارم مبيت ، پنجم حسنى ، ششم صافيه ، هفتم حايط أم إبراهيم است ، ومتصرّف على ابن أبي طالب ومتولى اين حوايط اوست ، واگر علي عليه السلام وداع جهان گويد ، به امام حسن است ، واگر امام -