وسبطاه « 1 » حسن وحسين « 1 » ، وأمره بالمعروف ونهيه عن المنكر ، وقضاؤه بكتاب اللَّه ، يا « 2 » فاطمة ! إنّا أهل بيتٍ أعطينا سبع خصال لم يعطها أحد من الأوّلين قبلنا ، ولا يدركها أحد من الآخرين بعدنا : نبيّنا خير الأنبياء وهو أبوكِ ، ووصيّنا خير الأوصياء وهو بعلكِ ، وشهيدنا سيِّد « 3 » الشّهداء وهو حمزة عمّ أبيكِ ، ومنّا من له جناحان يطير بهما في الجنّة وهو جعفر ، ومنّا سبطا هذه الامّة وهما ابناكِ . « 4 »
الصّدوق ، الخصال ، 2 / 478 - 479 رقم 16 / عنه : المجلسي ، البحار ، 43 / 97 - 98 ؛ البحراني ، العوالم ، 11 - 1 / 366 - 367 ؛ المشهدي القمي ، كنز الدّقائق ، 10 / 532
هامش
( 1 - 1 ) [ في البحار والعوالم : « الحسن والحسين » ] .
( 2 ) - [ في كنز الدّقائق مكانه : « عن أبي أيّوب الأنصاري ، عن النّبيّ - صلى الله عليه وآله - حديث طويل يقول فيه للزّهراء فاطمة عليها السلام : يا . . . » ] .
( 3 ) - [ كنز الدّقائق : « خير » ] .
( 4 ) - أبو أيوب انصارى گويد رسول خدا را مرضى روى داد ، فاطمه عليها السلام به نزدش به عيادت آمد وحال رسول خدا سنگين بود . فاطمه عليها السلام كه سختى بيمارى وناتوانى رسول خدا را ديد ، گريه گلوگيرش شد وأشك به صورتش روان گشت . پيغمبر صلى الله عليه وآله به فاطمه فرمود : « اى فاطمه ! خداوند ( جل ذكره ) اطلاع كامل بر زمين يافت واز روى زمين پدر تورا برگزيد ودومين بار اطلاع يافت وشوهر تورا از آن برگزيد . پس از آن به من وحى فرمود ومن تورا به همسرى على درآوردم . اى فاطمه ! مگر نمىدانى كه چون تو در نزد خدا گرامى بودى ، خداوند تورا با كسى همسر كرد كه پيش از همه مسلمان شد وبردبارىاش از همه بزرگتر ودانشش از همه فزونتر بود . »
راوي گويد : فاطمه به اين سخن شاد شد واثر شادى از فرمايش رسول خدا در چهرهاش نمايان شد . رسول خدا صلى الله عليه وآله خواست فاطمه را از خير فراوانى كه خداوند به على وبه محمد وآل محمد نصيب فرموده است ، بيشتر آگاه فرمايد . لذا فرمود : « فاطمه جان ! على را هشت خصلت است : ايمانش به خدا ورسول أو وعلم ودانش وحكمتش وهمسرش ودو فرزندش حسن وحسين وامر به معروفش ونهى از منكرش وقضاوتش از روى كتاب خدا . اى فاطمه ! ما خاندانى هستيم كه هفت خصلت به ما داده شده وبه هيچ كس از آنان كه پيش از ما بودند ، داده نشده ويك نفر از آنان كه پس از ما خواهند آمد ، بدانها نخواهد رسيد : پيغمبر ما بهترين پيغمبران است كه پدر توست ، ووصى ما نيكوترين اوصياست كه شوهر توست ، وشهيد ما سرور شهيدان است كه حمزه عموى پدر توست . واز ماست كسى كه دو بال دارد وبا آن دو در بهشت پرواز مىكند كه جعفر است واز ماست دو سبط اين أمت كه آنان فرزندان تو مىباشند . »
فهرى ، ترجمهء خصال ، 2 / 478 - 479