تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 820

مساهمون:

ص٨٢٠
هامش
- وديگر از أبو ذر مروى است كه‌رسول خدا ، حسين را مىبوسيد ومىفرمود : « من أحبّ الحسن والحسين وذرّيّتهما لم تلفحه النّار . » يعنى : « هر كس دوست دارد حسن وحسين را آتش دوزخ نمىسوزاند اورا . » وديگر از ابىعبداللَّه عليه السلام مروى است : قال رسول اللَّه : « من أبغض الحسن والحسين ، جاء يوم القيامة وليس على وجهه لحم ، ولم تنله شفاعتي . » يعنى : رسول خدا فرمود : « كسى كه دشمن دارد حسن وحسين را ، در قيامت حاضر مىشود وحال آن كه در چهره‌اش گوشت نباشد وشفاعت من اورا فرا نگيرد . » سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 1 / 72 - 73 ، ناسخ التواريخ امام حسن عليه السلام ، 1 / 141 مردم را مخاطب داشت : اى قوم من ! در ميان شما مخلف گذاشتم ثقلين را ، يعنى قرآن كريم را وديگر عترت خود را كه أصل من وعرق من وميوهء دل من وجان منند . واين هر دو از هم باز نشوند ، تا در كنار كوثر بر من درآيند . بدانيد كه از شما پرسش نمىكنم ، الّا بدانچه خداى فرموده . پرسش مىكنم از مفاد مودت قربى كه عبارت از عترت من است . هان اى مردم ! بترسيد كه فرداى قيامت ، مرا ديدار كنيد در كنار حوض كوثر ، وزحمت كرده باشيد عترت مرا وستم كرده باشيد ايشان را . همانا در قيامت از اين أمت مرا سه رايت فراز آيد ، ودر نزد من ايستاده شود . نخستين ، سياه وتاريك باشد ، چنان كه فريشتگان از آن به فزع آيند . من از جماعتى كه در ظل اين رايت جاى دارند ، پرسش مىكنم كه : شما چه كسانيد ؟ ايشان مرا فراموش كرده باشند . گويند : ما أهل توحيديم از جماعت عرب . در پاسخ گويم : من پيغمبر عرب وعجم احمدم . پس به خويش آيند وگويند : ما از أمتان توأيم . گويم : چه كرديد بعد از من با اهل‌بيت من وعترت من وكتاب پرورگار من ؟ گويند : كتاب خداى را از پس پشت انداختيم ، ودر قتل اهل‌بيت تو به تمام جد وجهد پرداختيم . چون اين سخن اصغا فرمايم ، روى از ايشان برتابم . پس باز شوند درحالتى كه عطشان باشند ، وروى ايشان سياه وتاريك باشد . آن‌گاه رايت دويم فرا رسد ، تاريك‌تر ومظلم‌تر از نخستين باشد . گويم : بعد از من با كتاب خدا وعترت من چه پيش داشتيد ؟ گويند : ثقل أكبر را مخالفت نموديم ، وثقل أصغر را پاره پاره ساختيم . من ايشان را از خود برانم . اين جماعت نيز عطشان با چهرگان قيرگون باز شوند . آن‌گاه رايت ديگر ديدار شود كه چهرگان ايشان از شعشعهء أنوار در لمعان باشد . گويم : شما چه كسانيد ؟ گويند : ما كلمهء توحيد وتقواييم ، از أمت محمد مصطفى ، وماييم بقيهء أهل حق . كتاب خداى را پذيراى احكام شديم ، حلال آن را حلال دانستيم ، وحرام آن را حرام شمرديم ، وذريت پيغمبر خود محمد را دوست داشتيم ، ونصرت كرديم ايشان را چنان كه خويشتن را نصرت مىكرديم ، وقتال مىداديم در خدمت ايشان
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 820 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية