پرش به محتوای اصلی

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحه 643

پدیدآورندگان:

ص۶۴۳
پاورقی
- فرمود : آرى ، اى أمير المؤمنين . مأمون گفت : خواستگارى كن وخطبه را براي خودت بخوان ، قربانت گردم ، زيرا من تورا به دامادى خود پسنديدم ودخترم ام‌الفضل را به همسرى تو درآوردم ، اگرچه گروهى را اين كار خوش نيايد ( واز اين وصلت راضى نيستند . ) پس حضرت جواد عليه السلام خطبهء عقد را به اين عبارت بخواند : الحمد للَّه‌إقراراً بنعمته . . . وپس از حمد وثناى پروردگار ودرود بر خاتم أنبيا صلى الله عليه وآله وعترت طاهرينش فرمود : همانا از فضل خداوند بر بندگان اين است كه به وسيلهء حلال ، ايشان را از عمل حرام بىنياز ساخته وچنين فرموده است : وانكحوا الأيامى منكم . . . ( وآيهء 32 از سورهء نور را قرائت كرد . ) آن‌گاه چنين فرمود : همانا محمد بن علي بن موسى خواستگارى مىكند أم الفضل دختر عبداللَّه مأمون را وصداق ومهريه‌اش را مهريهء جده اش فاطمه دختر رسول خدا صلى الله عليه وآله قرار مىدهد كه پانصد درهم خالص تمام عيار باشد . پس اى أمير المؤمنين ! آيا به اين مهريه ، اورا به همسرى من در خواهى آورد ؟ مأمون گفت : آرى اى أبا جعفر ! ام‌الفضل دخترم را به اين مهرى كه گفتى ، به همسرى تو درآورم . آيا تو هم اين ازدواج را پذيرفتى اى أبا جعفر ؟ حضرت فرمود : آرى پذيرفتم وبدان خشنود گشتم . پس مأمون دستور داد هر يك از مردمان از نزديكان وغير آنان به حسب رتبه ومقامشان در جايگاه خود بنشينند . » ريان گويد : « طولى نكشيد كه آوازهايى مانند آوازهاى كشتيبانان شنيدم كه با هم سخن گويند . پس ديديم خادمان را كه از نقره كشتى ساخته وآن را با ريسمان‌هاى ابريشمى روى چهار چرخى از چوب ( مانند گارى ) ، بسته وآوردند ، وآن كشتى پر از عطر بود . پس مأمون دستور داد ، در آغاز ، آن گروه مخصوصى را كه آن‌جا بودند ، همگى را معطر كنند ، وسپس آن كشتى مصنوعى را به خانه‌هاى أطراف بكشند وهمه را از آن عطر خوشبو نمايند . آن‌گاه ظرف‌هاى خوراكى آوردند وهمگان خوردند ، سپس جايزه‌ها را آوردند وبه هر كس ، مطابق قدر ومرتبه‌اش ، جايزه‌اى دادند . چون ( مجلس به پايان رسيد و ) مردم پراكنده شدند وجز نزديكان كسى در مجلس نماند ، مأمون رو به حضرت جواد كرده ، گفت : قربانت گردم ، اگر صلاح بدانى ، ( خوب است ) احكام هر كدام يك از آنچه دربارهء كشتن شكار درحال احرام ، به شرحي كه فرمودى ، براي ما بيان كنى كه ما هم بدانيم وبهره ببريم . حضرت فرمود : آرى ، شخص محرم چون در حل ( خارج حرم ) شكارى را بكشد وآن شكار پرنده وبزرگ باشد ، كفاره‌اش يك گوسفند است ، واگر در حرم بكشد ، كفاره‌اش دو برابر مىشود . از اين‌رو اگر جوجهء پرنده‌اى را در خارج حرم بكشد ، كفارهء أو بچهء گوسفندى است كه تازه از شير گرفته باشند ، واگر آن را در حرم بكشد ، بايد هم آن را بدهد وهم بهاى آن جوجه را كه كشته است ( اين در صورتي بود كه شكار پرنده باشد . ) واگر از حيوانات وحشى باشد ، پس اگر الاغ وحشى باشد ، كفاره‌اش يك گاو است ، واگر شترمرغ باشد ، كفاره‌اش يك شتر است ، واگر آهو باشد ، يك گوسفند بر أو واجب مىشود .
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحه 643 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية