هامش
- شدى به زمين ، خديجة را طلب فرماى ودر ساعت با أو مضاجعت كن ، تا از رايحه ثمر اين دو شجره حامل شود ، واز وى فاطمه زهرا متولد گردد ؛ پس اورا با برادرت على تزويج فرما ، تا دو پسر آرد ، يكى را حسن نام بگذار ، وآن ديگر را حسين .
وآن گاه كه حسن وحسين متولد شدند ، جبرئيل به نزد من آمد ، گفتم : اى جبرئيل ! دوست دارم كه از آن دو درخت بهره گيرم ، گفت : اى محمد ! گاهى كه رغبت كنى به اكل ورايحه ثمر آن دو درخت ، حسن وحسين را ببوى . »
لاجرم هرگاه رسول خداى مشتاق رايحه آن دو شجره مىشد ، حسنين عليهما السلام را مىبوييد ومىبوسيد ، ومىفرمود :
صدق أخي جبرئيل ، ثمّ يقبِّل الحسن والحسين ويقول : يا أصحابي ! إنّي أودّ أن أقاسمهما حياتي لحبّي لهما ، وهما ريحانتاي من الدّنيا .
يعنى مىبوسيد حسن وحسين را ومىفرمود : « اى أصحاب من ! دوست دارم كه قسمت كنم عمر خود را بر حسن وحسين از براي محبتي كه با ايشان دارم ، وايشان دو ريحان منند از دنيا . »
عروه سخت شگفتى گرفت از محبت رسول خدا ، واز صفت كردن رسول خدا حسنين را
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السلام ، 1 / 105 - 107 ، ناسخ التواريخ امام حسن عليه السلام ، 1 / 168 - 169
از صحابه وتابعين سند بهام سلمه منتهى مىشود مىگويد : « يك روز رسول خدا به خانه درآمد واز قفاي آن حضرت حسن وحسين داخل شدند . پيغمبر بنشست وحسن را بر زانوى راست وحسين را بر زانوى چپ جاى داد وبوسه مىزد كرّتى حسن وكرّتى حسين را . اين هنگام جبرئيل فرود شد وگفت : يا رسول اللَّه ! دوست مىدارى حسن وحسين را ؟
فرمود : چگونه دوست ندارم وحال آن كه ايشان دو ريحانهء من ودو روشنى چشم منند .
جبرئيل گفت : يا رسول اللَّه ! خداوند حكمي بر ايشان رانده است . بر آن حكم شكيبا مىباش .
فرمود : آن كدام است ؟
عرض كرد : حسن به شرب سم شهيد مىشود وحسين را با تيغ سر بر مىدارند . يا رسول اللَّه ! دعوت پيغمبران به أجابت مقرون است ، اگر خواهى ، خداى را بخوان تا هر دو تن را از سم وقتل محفوظ بدارد واگر خواهى ، بر مصيبت ايشان صابر مىباش وآن را ذخيرة مىگذار از براي شفاعت گناهكاران أمت خود در قيامت .
فقال النّبيّ : يا جبرئيل ! أنا راضٍ بحُكمِ ربِّي ، لا أريدُ إلّاما يُريده ، وقد أحببتُ أن تكون دَعْوَتي ذخيرةً لشفاعتي في العُصاة من أمّتي ويقضِيَ اللَّهُ في ولَدَيَّ ما يشاء .
فرمود : اى جبرئيل ! من رضا به قضاى خدا داده أم ، نمىخواهم جز آن را كه خداى خواهد ودوست مىدارم كه دعوت من ذخيرة باشد از براي شفاعت من مر عاصيان أمت را در عرصهء قيامت . وخداوند قضاى خويش را در حق فرزندان من چنان كه خواهد راند . »
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السلام ، 1 / 292 - 293