وعقّ ( ص ) عنه يوم سابعه ، وحلق رأسه ، وأمر أن يتصدّق بزنة شعره فضّة .
وحنكه ( ص ) بريقه ، وأذّن في أذنه ، وتفل في فمه ، ودعا له ، وسمّاه حسيناً يوم السّابع ، وعقّ عنه . « 1 »
الصّبّان ، إسعاف الرّاغبين ، / 189 - 190 ، 202
هامش
- مرا اى أسماء . »
گفت كه : « آن حضرت را در جامهء سفيدى پيچيده به خدمت حضرت رسالت صلى الله عليه وآله وسلم بردم . »
حضرت اورا گرفت ودر دامن گذاشت . در گوش راست أو اذان ودر گوش چپ أو اقامه گفت . پس جبرئيل نازل شد وگفت : « حق تعالى تورا سلام مىرساند ومىفرمايد : چون على نسبت به تو به منزلهء هارون است نسبت به موسى ، پس اورا به نام پسر كوچك هارون كن كه شبير است . چون لغت تو عربى است ، أو را حسين نام كن . »
پس حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم أو را بوسيده ، گريست وفرمود كه : « تورا مصيبت عظيمى در پيش است . خداوندا ! لعنت كن كشندهء اورا . »
پس فرمود : « اى أسماء ! اين خبر را به فاطمه مگو . »
چون روز هفتم شد ، حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم آمد وفرمود كه : « بياور فرزند مرا . »
چون به نزد آن حضرت بردم . گوسفند سياه وسفيدى از براي أو عقيقه كرد . يك رانش را به قابله داد وسرش را تراشيدند . به وزن موى سرش نقره تصدق كرد ، خلوق بر سرش ماليد ، پس اورا در دامن گذاشت وگفت : « اى ابا عبداللَّه ! چه بسيار گران است بر من كشتن تو . »
پس بسيار گريست . أسماء گفت : « پدر ومادرم فداى تو باد ! اين چه خبر است كه در روز أول گفتى وامروز مىگويى ؟ به عوض شادى گريه مىكنى ؟ »
فرمود : « مىگريم براي اين فرزند دلبند خود كه گروه كافر ستمكار از بنىاميه اورا خواهند كشت . خدا شفاعت مرا به ايشان نرساند . خواهد كشت اورا مردى كه رخنه در دين من خواهد كرد . به خداوند عظيم كافر خواهد شد . »
پس گفت : « خداوندا ! سؤال مىكنم از تو در حق اين دو فرزند . آنچه سؤال كرد از تو إبراهيم در حق ذريهء خود . خداوندا ! تو دوست دار ايشان را ودوست دار هر كه دوست مىدارد ايشان را ، ولعنت كن هر كه ايشان را دشمن دارد ؛ لعنتى كه پر كند آسمان وزمين را . »
مجلسي ، جلاءالعيون ، / 480 ، 481
( 1 ) - در كتاب « امالى » صدوق سند به ابىعبداللَّه منتهى مىشود .
حسين عليه السلام متولد شد . روز هفتم رسول خدا فرمان كرد تا سر مباركش را از موى بستردند وبا سيم ناب به ميزان بردند وتصدق دادند وعقيقه نمودند
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السلام ، 1 / 28
در كتاب « عيون أخبار » سند به علي بن الحسين منتهى مىشود
وروز هفتم اورا به دو قوچ فربى عقيقه فرمود واز قوچ يك ران به زيادت دينارى قابله را عطا داد وموى سر آن حضرت را بسترد وبه ميزان برده ، به سنگ آن از سيم ناب تصدق داد وسر مباركش را با