شرف الدّين الإسترآبادي ، تأويل الآيات ، / 143 - 145 / عنه : المجلسي ، البحار « 1 » ، 37 / 82 - 84 ؛ المشهدي القمي ، كنز الدّقائق ، 3 / 464 - 466 ؛ مثله السّيّد هاشم البحراني ، البرهان ، 1 / 391 - 393 ، مدينة المعاجز ، 3 / 419 - 422 ؛ البحراني ، العوالم ، 11 - 1 / 20 - 22 ؛ الجزائري ، خصائص الزّينبيّة ، / 27 - 28
« ألَمْ تَرَ إلى الّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أيْدِيَكُمْ وَأقِيمُوا الصّلاةَ وآتُوا الزّكاةَ فَلَمّا كُتِبَ عَلَيْهِمُالْقِتالُ إذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أوْ أشَدَّ خَشْيَةً وَقالُوا رَبَّنا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْناالْقِتالَ لَوْلا أخّرْتَنا إلى أجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ وَالآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتّقى وَلا تُظْلَمُونَفَتِيلًا » [ 77 / النّساء / 4 ] .
هامش
( 1 ) - [ حكاه أيضاً في مدينة المعاجز ، 3 / 221 - 224 ؛ والبحار ، 15 / 10 - 11 ، 24 / 31 ، 25 / 16 - 17 ]
- نور على است ونور على أفضل است از فريشتگان . آنگاه از نور فاطمه خلق كرد نور سماوات وزمين را . پس نور فاطمه دختر من أفضل است از نور آسمان وزمين . از آن پس بشكافت نور فرزند من حسن را وبيافريد ماه وآفتاب را ونور حسن فاضلتر است از شمس وقمر . آنگاه از نور فرزندم حسين بيافريد بهشت برين وحور عين را ونور حسين از بهشت وحور فاضلتر است .
از پس آن ، مرور داد خداوند ظلمات را بر سماوات ، وظلمت فرو گرفت آسمان را بر فريشتگان ، پس بناليدند فريشتگان به زبان تسبيح وتقديس وگفتند : اى پروردگار ! از آن روز كه ما را آفريدى وبر اين أشباح مبارك شناسايى دادى ، چنين سختى نديديم . به حق اين أشباح اين ظلمت را از ما بگردان . پس خداوند بيرون آورد از نور فاطمه قناديل معلقهاى در بطن عرش . پس روشن شد وتابان گشت آسمان وزمين به نور أو واز اين روى زهرا نام يافت . عرض كردند : الهى ! اين نور درخشنده از كيست كه روشن ساختى بدان آسمان وزمين را ؟ خداوند بديشان وحى فرستاد كه : اين نوري است كه آفريدم از نور جلال خود از براي كنيزم فاطمه دختر حبيب خود وزوجهء ولى خود وبرادر نبي خود وپدر حجتهاى من بر بندگان من . گواه مىگيرم شما را اى فريشتگان من ثواب تسبيح شما را مقرر داشتم از براي فاطمه وشيعيان أو ودوستان أو تا روز قيامت . »
مكشوف باد كه اگر در حديثي خلق آسمان وزمين به نور رسول خدا مر قوم افتاد وخلق عرش وكرسي به نور علي عليه السلام ودر حديث ديگر خلق عرش به نور رسول خدا مرقوم گشت وخلق فريشتگان به نور على از بينونت اين روايات استغراب نبايد جست ؛ چه آل عبا عليهم آلاف التحية والثناء از نور واحدند وآفرينش به جمله از شعشعهء أنوار ايشان پديدار گشت . لاجرم خلقت يكى از اشيا را به پرتو أنوار هر يك از ايشان نسبت كنى ، سخن به صدق كرده باشى ؛ عليهم الصلاة والسلام .
سپهر ، ناسخ التواريخ امام حسن مجتبى عليه السلام ، 2 / 207 - 210