تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 868

مساهمون:

ص٨٦٨
هامش
- به أو پاسخ داد : « بر تو درود ، تو كيستى فرزند جانم ؟ » گفت : « حسن بصريم . » گفت : « براي چه آمدى ؟ » گفت : « آمدم حديثي كه از پيغمبر دربارهء على شنيدى برايم باز گويى . » أم سلمة گفت : « به خدا برايت حديثي گويم كه به اين دو گوشم از رسول خدا صلى الله عليه وآله شنيدم وگرنه هر دو كر شوند وبه اين دو چشمم ديدم وگرنه كور شوند ودلم آن را حفظ كرده وگرنه مهر بر آن نهاده شود ، ولآل شوم اگر نشنيدم كه رسول خدا صلى الله عليه وآله به علىبن ابىطالب عليه السلام فرمود : اى على ! هر بنده‌اى كه خدا را ملاقاة كند ومنكر ولايتت باشد چون پرستندهء بت وصنم خدا را ملاقاة كرده . » شنيدم حسن بصرى مىگفت : « اللَّه أكبر ، گواهم كه على مولاي من ومولاي هر مؤمن است . » چون بيرون آمديم ، انس گفت : « چرا تكبير گفتى ؟ » گفت : « از مادر خود ام‌سلمه خواستم حديثي باز گويد كه خود دربارهء على از رسول خدا صلى الله عليه وآله شنيده ، چنين وچنان برايم گفت ومن تكبير گفتم وگواهم كه على مولاي من ومولاي هر مؤمني است . » گويد : شنيدم انس بن مالك هم مىفرمود : « من بر رسول خدا صلى الله عليه وآله گواهم كه اين را دربارهء علي عليه السلام فرمود تا سه بار يا چهار بار . » وصلى اللَّه على سيدنا محمد وآله أجمعين الطيبين الطاهرين . كمره اى ، ترجمهء امالى ، / 315 - 316