قيل : هما أخَوان من بني إسرائيل ، كافر اسمه : قطروس ، ومؤمن اسمه : يهوداً ، ورثا من أبيهما ثمانية آلاف دينار فتشاطرا ، فاشترى الكافر بها ضياعاً وعقاراً ، وصرفها المؤمن في وجوه الخير ، وآل أمرهما إلى ما حكاه - تعالى - .
وقيل : الممثّل بهما أخَوان من بني مخزوم ، كافر وهو الأسود بن عبد الأسد ، ومؤمن وهو أبو سلمة ؛ عبداللَّه ؛ زوج امّ سلمة قبل رسول اللَّه . « 1 »
المشهديّ القمّي ، كنز الدّقائق ، 8 / 74 - 75
« 1 »
هامش
( 1 ) - زندگانى أم سلمة ، سرپرست فاطمهء زهرا
دوم از أمهات مؤمنين ، امسلمه است .
أفضل أمهات مؤمنين است ، بعد از خديجهء كبرى . اسمش هند بنت أبى أمية بن المغيرة بن عبداللَّه بن عمرو بن مخزوم القرشيه است ومادرش عاتكة ، بنت عبداالمطلب .
شوهر اوّل أم سلمة ، پسر خاله اش أبو سلمة بن عبدالاسد بن المغيرة بود . چون به شرف اسلام مشرف شدند ، به سبب ظلم مشركين ، هجرت به حبشه نمودند ودر آن جا أم سلمة ، سلمه را بزاد كه پدرش به أو مكنى گرديد . بعد از آن ، عمر را بزاد كه در جميع غزوات با أمير المؤمنين بود ومدتي از قبل آن حضرت والى بحرين بود . پس از آن دره وزينب را بزاد كه ترجمهء هر يك در محل خود بيايد .
چون رسول خدا به مدينه هجرت كرد ، امسلمه با شوهرش به مكة واز مكة به مدينه هجرت نمودند . چون غزوهء أحد پيش آمد ، ابوسلمه در آن غزوه زخمى بر أو وارد آمد . چون به سبب مداوا بهبودى حاصل شد ، به جانب سريهاى مأمور شد ودر مراجعت از سريه ، زخمش تازه شد وبه همان سبب وفات كرد .
پس در سال چهارم از هجرت ، حضرت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم أو را به ده درهم كابين بست ، وبه قولي به دستاسى ودو سبو وبالشئ كه از ليف خرما پر بود ولحافي وقدحى وديگى وخوانچه اى بزرگ از چوب ، كابين بست . ودر نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مكانتى ومنزلتي بزرگ پيدا كرد .
امسلمه مىفرمايد كه : شوهر من اين حديث از رسولخدا صلى الله عليه وآله وسلم روايت مىكرد كه آنحضرت فرمودند كه : « هر كس در هنگام مصيبت استرجاع كند ، يعنى بگويد : إنا للَّهوإنا إليه راجعون ، واين دعا بخواند : اللَّهمّ عندك أحتسب مصيبتي هذا إليهم أخلفني فيها خيراً . البتة خداى بهتر از آن كرامت فرمايد . »
چون أبو سلمه وفات كرد ، من اين دعا همى قرائت مىكردم وبر من دشوار مىآمد كه بگويم : اللَّهمّ اخلفني فيها خيراً ، وبا خود همى گفتم كه : از أبو سلمة بهتر كه خواهد بود ؟
وبه روايتي كه مجلسي وديگران نقل كردهاند كه : أم سلمة يك روز با شوهر خود گفت كه : « زنان بعد از شوى شوهر كنند ومردان نيز بعد از مرگ براي خود جفتى اختيار بنمايند . بيا تا من وتو عهد كنيم كه هر كدام زودتر بمرديم ، آن ديگرى جفتى نگيرد . » -