هند بنت أبي اميّة : مهاجرة جليلة ، ذات رأي وعقل وكمال وجمال ، هاجرت إلى الحبشة والمدينة . ويقال : إنّها كانت أوّل ظعينة دخلت إلى المدينة مهاجرة ، وتزوّجها أبو سلمة عبداللَّه بن عبد الأسد ، وهاجر بها إلى أرض الحبشة في الهجرتين جميعاً . وقالت امّ سلمة لأبي سلمة : بلغني أنّه ليس امرأة يموت زوجها وهو من أهل الجنّة ، ثمّ لم تزوّج
هامش
- ابوسلمه گفت : « زنهار كه چنين كنى ! اگر من بمردم ، خود را به زحمت ميفكن وبه مرد ديگر شوهر كن . »
آنگاه دستبهدعا برداشت وعرض كرد : « الها ! امسلمه را بعد از من ، مردى بهتر از من روزى بفرماى . »
وبه روايتي ، امسلمه از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم شنيده بود كه بر سر مرده سخن به خير كنيد كه در آن وقت ملائكة حاضرند وآمين گويند . بعد از وفات ابوسلمه ، امسلمه عرض كرد : « يا رسول اللَّه ! در وفات شوهر چه بگويم ؟ »
حضرت فرمودند : « بگو : اللَّهمّ اغفر لي وله وأعقبني منه عقباً حسناً » .
روزى رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به خانهء أم سلمة درآمد تا أو را به وفات شوهر تعزيت گويد . پس فرمود : « خدايا ! اندوه أو را تسكين ده وجبر مصيبت أو كن وعوضى بهتر أو را ده . »
بالجملة ، چون عدهء أم سلمة سرآمد ، أبو بكر وعمر خواستار أو شدند . أجابت نكرد . بعد از آن ، رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم أو را بخواست . امسلمه عرض كرد : « مرحبا به رسول اللَّه ! لكن من عورتي سالخورده باشم وفرزندان يتيم دارم وغيرت فراوان با من است وشما زنان بسيارى دارى وديگر آن كه اولياى من حاضر نباشند . »
پيغمبر فرمودند : « آن چه گفتى من عورتي سالخورده باشم ، من افزون از تو سال دارم وزن را عيب نيست كه با بزرگتر خود شوى كند ، واين كه گفتى يتيم دارم ، كفالت يتيمان تو بر خدا ورسول است ، وآن چه گفتى غيرت مىورزم ، دعا كن تا خداوند متعال اين حالت تو را تغيير بدهد . وآن چه گفتى اولياى من حاضر نيستند ، اولياى تو آن كه حاضر است وآن كه حاضر نيست ، مرا مكروه ندارد . »
پس امسلمه فرزند خود عمر را فرمان داد وأو به حد بلوغ نرسيده بود كه برخيزد وأو را با رسول خدا تزويج نمايد . پس عمر مادر را به رسول خدا تزويج نمود . پس آن حضرت خانهء زينب بنت خزيمة را كه در آن نزديكى وداع جهان گفته بود ، از بهر أم سلمة تقرير داد . آنگاه أم سلمة به خانه درآمد ، خنچه اى يافت كه اندكى جو در آن بود . آن را برداشت وآسيا نمود . وديگى از سنگ در آن جا ديد ، پس در ميان آن ديگ از آن آرد جو عصيده بساخت وبه خدمت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم آورد ، وطعام وليمه همان بود .
وكلينى در كافى بهسند معتبر از امام صادق عليه السلام روايت كرده استكه : چون امسلمه را حضرتخواستگارى نمود ، عمر بن ابىسلمه كه پسر أو بود ، امسلمه را به حضرت تزويج نمود وعمر هنوز كودك بود وبالغ نشده بود .
محلّاتى ، رياحين الشريعة ، 2 / 283 ، 284 - 286