تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
هامش
- ونيز ابن‌سعد در طبقات حديث كند كه : چون أسماء از حبشه مراجعت كرد ، عمر بن الخطاب به أو گفت : يا حبشيّة ! سبقناكم بالهجرة ، فقالت أسماء : صدقت ولعمري ، كنتم مع رسول اللَّه ليطعم جايعكم ويعلِّم جاهلكم ، وكنّا البعداء الطّرداء ، أما واللَّه لآتينّ رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم ولأذكرنّ له ذلك ، فلقيت النّبيّ ، فذكرت ذلك له ، فقال رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم : كذب من قال ذلك ، لكم الهجرة مرّتين ، هاجرتم إلى النّجاشيّ وهاجرتم إليّ . مىفرمايد : چون از حبشه مراجعت كرد ، عمر خواست به أو فخر بنمايد با اين عبارت با ركاكت گفت : « اى حبشيه ! در هجرت ، ما به شما پيشى گرفتيم . » أسماء فرمود : « راست مىگويى ، به جان خودم قسم است كه شما در خدمت رسول خدا بوديد ، گرسنه‌هاى شما را سير مىكرد وجاهلان شما را شرايع دين مىآموخت وما در غربت از وطن دور افتاده . به خدا قسم اكنون به خدمت رسول خدا شرفياب مىشوم البتة ، وهمين مطلب را عنوان مىكنم ( كناية از اين كه ببينم از براي ما ثواب هجرت نيست ) . » پس به‌خدمت رسول‌خدا رسيد ومطلب خود اظهار نمود . رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمودند : « دروغ مىگويد آن كسى كه چنين صحبتي كرد . بلكه شما دو هجرت نموديد ، يكى به سوى حبشه وديگرى به سوى من . » ودر ترجمهء ام‌ايمن بيايد ، چيزى كه دلالت بر علوّ شأن أسماء مىنمايد ، بالجملة دشمن با كمالِ عنادى كه دارد ، دربارهء أو زبان به مدح مىگشايد ، بلكه از ذريهء كريمه‌اش توثيق مىنمايد ومىگويد : « إنّهم خيار عباد اللَّه . » وأسماء بنت عميس ، با شوهرش جعفر ، از كثرت اذيت مشركين مكة وخوف از ايشان ، به جانب حبشه هجرت نمودند ودر حبشه سه پسر از أو متولد گرديد . عبداللَّه كه شرح حالش در ذيل ترجمهء عليا مخدره زينب بنت أمير المؤمنين بيايد . وديگر عون ، ومحمد ، وجعفر در حبشه با أسماء وفرزندان خود بودند تا سال هفتم از هجرت . در قلاع خيبر با جمعى ديگر از مهاجرين به خدمت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مشرف شدند وجعفر حامل هداياى نجاشي بود از جام‌ها وفرش‌هاى قيمتي . تمام آن‌ها را تقديم نمود وسلام نجاشي را رسانيد . ودر آن هدايا ، قطيفه اى كه از رشته هاى طلا آن را بافته بودند كه به روايت بحار الأنوار ، سه هزار مثقال طلا در آن به كار برده بودند . رسول خدا آن را به حضرت أمير مرحمت فرمودند وهمان است كه آن حضرت آن را در بازار مدينه سلك سلك كرده وبه فقراى مدينه قسمت نمود ويك سلك آن را براي خود ذخيرة نفرمود . وسيد بن طاوس در كتاب سعد السعود ، اين حديث را شرح داده است . پس رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم از ورود جعفر فرمودند : « ما أدري بأ يّهما أسرّ ، بفتح خيبر أم بقدوم جعفر . » آن‌گاه از روى شفقت ورحمت ورأفت به جعفر نگريستند وفرمودند : « ألا أمنحك ، ألا أعطيك ، ألا أحبوك ؟ فقال : بلى يا رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم . » پس نماز معروف به نماز جعفر طيار را كه فضايل آن در رسائل عملية وكتب ادعيه مشحون است ، به وى آموختند . محلّاتى ، رياحين الشريعة ، 2 / 305 - 306
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 432 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية