تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
هامش
- گفت : « لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إلّاوُسْعَها » . گفتم : « بيا به رديف من سوار شو . » فرمود : « لو كانَ فيهما آلهةٌ إلّااللَّهُ لَفَسَدَتا » . لاجرم پياده شدم وأو را سوار كردم ، گفت : « الحمدُ للَّهِ الّذي سَخّرَ لنا هذا » . چون به قافله رسيدم ، گفتم : « در اين قافله كسى را دارى ؟ » گفت : « يا داود إنّا جعلناكَ خليفةً في الأرض » ، « وما مُحمّدٌ إلّارَسُول » ، « يا يحيى خذ الكتاب » ، « يا مُوسى إنِّي أنا ربّك » . پس ميان قافله آمدم وبه اين أسماء بانگ برآوردم . چهار جوان بديدم كه به سوى آن زن توجه كردند . من از وى سؤال كردم : « اين جوانان كيانند ؟ » گفت : « المالُ والبنونَ زينةُ الحَياةِ الدُّنيا » . پس بديشان ، خطاب كرد ، فرمود : « يا أبَتِ اسْتأجِرْهُ إنّ خَيْرَ من اسْتأجَرْتَ القَويُّ الأمِين » . پس آن جوانان مكافات كردند وبه من احسان نمودند . پس گفت : « واللَّهُ يُضاعِفُ لِمَن يَشاء » . آن جنابان بر انعام خودشان افزودند . آن‌گاه از ايشان پرسيدم : « اين زن كيست ؟ » گفتند : « اين مادر ما فضه ، جاريهء فاطمهء زهرا سلام اللَّه عليها است كه بيست سال است به قرآن تكلم مىنمايد . » وايضاً ابن شهرآشوب در مناقب از مالك دينار حديث كند كه گفت : « در موقع حج زنى ضعيفه بر دابهء نحيفه اى ديدم سوار است ومردم زمان بازگشتشان بود . چون به وسط بيابان رسيدم ، ديدم دابهء نحيفهء أو مانده ، عاجز است از آمدن . أو را ملامت كردم كه : « چرا با اين مركب لاغر حركت كردى ؟ » پس سر به آسمان بلند كرد وگفت : « لا في بيتي تركتني ولا إلى بيتك حملتني ، فوَعِزّتك وجلالك لو فعل بي هذا غيرك لما شكوته إلّاإليك » . يعنى : « نه مرا به خانه‌ام گذاردى ونه به خانه‌ات رسانيدى . قسم به عزت وجلال تو اگر جز تو با من كسى اين عمل را مىكرد ، شكايتش را به حضرت تو مىآوردم . » در آن وقت شخصي از بيابان پيدا شد ، در دست أو زمام ناقه‌اى بود . به آن زن گفت : « سوار شو . » چون سوار شد ، آن ناقة مانند برق خاطف از نظرم گذشت . چون به مطاف رسيدم ، أو را بديدم ، گفتم : « اى زن كيستى ؟ » گفت : « من شهره دختر مسكه بنت فضه ، امهء فاطمة الزهرا سلام اللَّه عليها . » ومرحوم مجلسي مدرك اين دو خبر را در بحار الأنوار از دو نفر مشيخهء أهل سلوك وعرفان حكايت مىنمايد كه بهترند از بعضي رواة كثير الروايهء غير ضابط . محلّاتى ، رياحين الشريعة ، 3 / 317 - 319 ودر عبادت وأطاعت پروردگار اهتمام تمام مىنمود ، ودر امتثال أوامر خاتون عصمت وبانوى عفت ، -