هامش
- گفت : « لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إلّاوُسْعَها » .
گفتم : « بيا به رديف من سوار شو . »
فرمود : « لو كانَ فيهما آلهةٌ إلّااللَّهُ لَفَسَدَتا » .
لاجرم پياده شدم وأو را سوار كردم ، گفت : « الحمدُ للَّهِ الّذي سَخّرَ لنا هذا » .
چون به قافله رسيدم ، گفتم : « در اين قافله كسى را دارى ؟ »
گفت : « يا داود إنّا جعلناكَ خليفةً في الأرض » ، « وما مُحمّدٌ إلّارَسُول » ، « يا يحيى خذ الكتاب » ، « يا مُوسى إنِّي أنا ربّك » .
پس ميان قافله آمدم وبه اين أسماء بانگ برآوردم . چهار جوان بديدم كه به سوى آن زن توجه كردند . من از وى سؤال كردم : « اين جوانان كيانند ؟ »
گفت : « المالُ والبنونَ زينةُ الحَياةِ الدُّنيا » .
پس بديشان ، خطاب كرد ، فرمود : « يا أبَتِ اسْتأجِرْهُ إنّ خَيْرَ من اسْتأجَرْتَ القَويُّ الأمِين » .
پس آن جوانان مكافات كردند وبه من احسان نمودند . پس گفت : « واللَّهُ يُضاعِفُ لِمَن يَشاء » .
آن جنابان بر انعام خودشان افزودند . آنگاه از ايشان پرسيدم : « اين زن كيست ؟ »
گفتند : « اين مادر ما فضه ، جاريهء فاطمهء زهرا سلام اللَّه عليها است كه بيست سال است به قرآن تكلم مىنمايد . »
وايضاً ابن شهرآشوب در مناقب از مالك دينار حديث كند كه گفت : « در موقع حج زنى ضعيفه بر دابهء نحيفه اى ديدم سوار است ومردم زمان بازگشتشان بود . چون به وسط بيابان رسيدم ، ديدم دابهء نحيفهء أو مانده ، عاجز است از آمدن . أو را ملامت كردم كه : « چرا با اين مركب لاغر حركت كردى ؟ »
پس سر به آسمان بلند كرد وگفت : « لا في بيتي تركتني ولا إلى بيتك حملتني ، فوَعِزّتك وجلالك لو فعل بي هذا غيرك لما شكوته إلّاإليك » .
يعنى : « نه مرا به خانهام گذاردى ونه به خانهات رسانيدى . قسم به عزت وجلال تو اگر جز تو با من كسى اين عمل را مىكرد ، شكايتش را به حضرت تو مىآوردم . »
در آن وقت شخصي از بيابان پيدا شد ، در دست أو زمام ناقهاى بود . به آن زن گفت : « سوار شو . »
چون سوار شد ، آن ناقة مانند برق خاطف از نظرم گذشت . چون به مطاف رسيدم ، أو را بديدم ، گفتم : « اى زن كيستى ؟ »
گفت : « من شهره دختر مسكه بنت فضه ، امهء فاطمة الزهرا سلام اللَّه عليها . »
ومرحوم مجلسي مدرك اين دو خبر را در بحار الأنوار از دو نفر مشيخهء أهل سلوك وعرفان حكايت مىنمايد كه بهترند از بعضي رواة كثير الروايهء غير ضابط .
محلّاتى ، رياحين الشريعة ، 3 / 317 - 319
ودر عبادت وأطاعت پروردگار اهتمام تمام مىنمود ، ودر امتثال أوامر خاتون عصمت وبانوى عفت ، -