تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1273

مساهمون:

ص١٢٧٣
هامش
- به نزد خويش فرآهم آورده وآن‌ها را به شكستن بيعت وخلع اميرمؤمنان ، معاوية ، دعوت كرده وآشكارا منكر خداى عز وجل شده . » زياد گفت : « اين جور شهادت بدهيد . به خدا مىكوشم تا رگ گردن اين أحمق بىشعور قطع شود . » گويد : سران ناحيه‌ها چهار كس بودند ، مانند ابوبرده شهادت دادند . آن‌گاه زياد ، كسان را پيش خواند وگفت : « مانند سران چهار ناحية شهادت دهيد . » نامه را بر آن‌ها فرو خواندند . نخستين كسى كه برخاست ، عناق‌بن شرحبيل تيمي بود كه گفت : « نام مرا بنويسيد . » زياد گفت : « از نام قرشيان آغاز كنيد . سپس نام عناق را جزو شاهدانى كه به نيكخواهى واستقامت مىشناسيم واميرمؤمنان نيز مىشناسد ، بنويسيد . » گويد : پس إسحاق بن طلحة بن عبيداللَّه ومنذر بن زبير وعمارة بن عقبة بن ابىمعيط وعبد الرحمان بن هناد وعمر بن سعد بن أبي وقاص وعامر بن مسعود بن أمية بن خلف ومحرز بن جارية بن ربيعة بن عبد العزى بن عبد شمس وعبيداللَّه بن مسلم بن شعبهء حضرمي وعناق بن شرحبيل ووائل بن حجر حضرمي وكثير بن شهاب ابن حصين حارثى وقطب بن عبداللَّه بن حصين شهادت دادند . شهادت سرى بن وقاص حارثى را نيز نوشتند ، اما حضور نداشت . سايب بن اقرع ثقفى وشبيب بن ربعي وعبداللَّه بن ابىعقيل ثقفى ومصقلة بن هبيرهء شيبانى وقعقاع بن شور ذهلى نيز شهادت داد . شداد بن منذر ذهلى نيز كه أو را ابن بزيعه مىگفتند ، شهادت داد . زياد گفت : « اين پدر ندارد كه بدو انتساب گيرد ، نامش را از شهود بيندازيد . » گفتند : « أو برادر حصين است وپسر منذر . » گفت : « پس به پدرش انتسابش دهيد . » گويد : شداد اين را بشنيد وگفت : « واي من از روسپى زاده ، مگر مادرش از پدرش شناخته‌تر نيست . به خدا به مادرش سميه انتساب دارد . » گويد : حجاربن أبجر عجلى نيز شهادت داد . گويد : مردم ربيعه بر كساني از طايفهء ربيعه كه شهادت داده بودند ، خشم آوردند وگفتند : « چرا برضد دوستان وهم پيمانان ما شهادت داديد ؟ » گفتند : « ما نيز جزو مردميم . بسيار كسان از قوم خودشان نيز شهادت داده‌اند . » گويد : عمرو بن حجاج زبيدى ولبيدبن عطارد ومحمد بن عمير بن عطارد وسويد بن عبد الرحمان ، هر سه تميمي ، وأسماء بن خارجهء فزاري نيز شهادت دادند . أسماء از كار خويش پشيمان بود . گويد : ونيز شمر بن ذي الجوشن عامري وشداد ومروان پسران هيثم ، هردوان هلالي ، ومحصن بن ثعلبه كه از پناهندگان قريش بود ، وهيثم بن اسود نخعى ( كه پشيمان شده بود ) وعبد الرحمان بن قيس اسدى -