تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1274

مساهمون:

ص١٢٧٤
ثمّ دعا رؤساء الأرباع يومئذ ، وهم عمرو بن حريث على ربع أهل المدينة ، وخالد ابن عرفطة على ربع تميم ، وهمدان ، وقيس بن الوليد على ربع ربيعة ، وكندة ، وأبا بردة ابن أبي موسى على ربع مذحج ، وأسد ، فشهد هؤلاء أنّ حجراً جمع إليه الجموع وأظهر
هامش
- وحارث وشداد پسران أزمع ، هردوان همداني وادعى ، وكريب بن سلمه وعبد الرحمان بن أبي سيره وزحر بن قيس ، هر سه جعفى ، وقدامة بن عجلان ازدى وعزرة بن عزرهء احمسى نيز شهادت دادند . گويد : مختاربن ابوعبيده وعروة بن مغيرة بن شعبه را نيز خواست كه شهادت دهند ، اما به حيله از اين كار بازماندند . گويد : عمرو بن قيس ذو اللحية وهانى بن ابىحيه ، هر دوان وادعى نيز شهادت دادند كه هفتاد كس شهادت داده بودند . زياد گفته بود : « كساني را كه به حرمت وديندارى شهره نباشند ، نديده بگيريد . » وكساني را از قلم انداختند تا اين عدهء به جا مانده شهادت عبداللَّه‌بن حجاج تغلبى را نيز نديده گرفتند . گويد : شهادت اين شاهدان را در صفحه اى نوشتند كه زياد آن را به وائل بن حجر حضرمي وكثير بن شهاب حارثى داد وآن‌ها را همراه زندانيان كرد ، وگفت ، آن‌ها را ببرند . گويد : ضمن شاهدان ، شريح قاضى ، پسر حارث وشريح بن هانى را نيز نوشته بودند . شريح قاضى مىگفت : « دربارهء حجر از من پرسيد وگفتم كه : أو روزه‌دار وشب زنده‌دار است . » شريح‌بن هانى حارثى مىگفت : « من شهادت نداده أم ، اما شنيدم شهادت مرا نوشته اند كه تكذيب كردم وزياد را ملامت كردم . » نام كساني كه زياد سوى معاوية فرستاد 1 حجر بن عدىبن جبله وارقم‌بن عبداللَّه هردوان كندى از بنى أرقم . شريك‌بن شداد حضرمي ، صيفىبن فسيل ، قبيصةبن ضبيعةبن حرملهء عبسى ، كريم‌بن عفيف خثعمى از بنى عامر بن شهران از تيرهء قحافه . عاصم بن عوف وورقاء بن سمى هردوان بجلى . كدام بن حيان وعبد الرحمان بن حسان ، هردوان عنزى ، از بنىهميم . محرز بن شهاب تميمي از بنى منقر . عبداللَّه بن حويه سعدى از بنى تميم . اينان را در مرج عذرا بداشتند . زياد ، عتبة بن اخنس سعدى هوازنى وسعد بن غزان همداني ناعظى را نيز همراه عامر بن اسود عجلى از پى اين گروه فرستاد كه همگى چهارده كس شدند . 1 . مطالعهء اين فهرست ونيز فهرست شاهدان وتوجه به انساب وقبايل آن‌ها از لحاظ محققان تاريخ صدر أول به خصوص دوران فتنهء بزرگ ، سخت مهم است كه نقش نسب ودسته بندى قبايل را كه استخوان بندى ومايهء تاريخ عرب است در آن معاينه مىتوان ديد . پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، 7 / 2831 - 2832 ، 2833 - 2835 ، 2836