تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 858

مساهمون:

ص٨٥٨
محمّد بن كثير وولده : ذكره المحلّاتي في فرسان الهيجاء ، ج 2 ، ص 90 : إنّ مسلم بن عقيل لمّا خرج من المسجد ، ولم ير أحداً من أصحابه ، وكان بناءه أن يخرج من الكوفة ، ومنعه سعيد بن أحنف ، وأدخل مسلم بن عقيل إلى بيت محمّد بن كثير ، وأخذ ابن زياد محمّد بن كثير وابنه ، فقال لهما كلاماً خشناً ، وردّا الكلام بينهما ، حتّى قال اللّعين : واللَّه لا تفارقني أبداً حتّى تأتيني بمسلم بن عقيل ، فقال ابن زياد : أتحبّ مسلم بن عقيل أزيد من نفسك ؟ فقال محمّد بن كثير : الآن يحضر أعواني ثلاثون ألف نسمة حتّى يحيطوا بدار
هامش
- اين وقت غلامي از پس پشت أو درآمد ونيزه‌اى بزد وأو را درانداخت وشهيد ساخت . هم‌چنان از بيرون دروازه سپاه شام با مردم كوفه درهم افتاده بودند ويكديگر را هدف سهام ونيام حسام مىفرمودند . سپاه شام از صبر وسكون مردم كوفه اندازها مىگرفتند وشگفتى مىنمودند . ابن‌زياد گفت : « مقاومت كوفيان بيش‌تر در طلب محمد كثير وپسر اوست . سرهاى ايشان را از تن دور كنيد وميان مردم پرانيد تا دل‌هاى ايشان ناتندرست گردد ودست وبازويشان در كار سست شود . » لاجرم سرهاى ايشان را از فراز باره ، به ميان مردم پرانيدند وايشان را از قتل محمد وپسرش آگاه ساختند . لكن كوفيان جنگ را دست باز نداشتند ، هم‌چنان بپاييدند ورزم دادند تا روز بىگاه شد . چون شب درآمد ، هر كس به سراى خويش شتافت واز آن جماعت يك تن به جاى نماند . 1 . ابوعبداللَّه محمد بن محمد بن نعمان بغدادي ملقب به ( مفيد ) از مفاخر مكتب اسلام وتشيع است . در عظمت وشخصيت أو همين قدر بس است كه در عصر خود ، رهبرى علمي شيعه وسنى را به عهده داشت وهر دو طايفه در مجلس درسش حاضر گشته واستفاده مىكردند . ابن نديم وى را بزرگ‌ترين دانشمند ( علم كلام ) در عصر خود به شمار آورده است . شيخ مفيد بيش از دويست اثر علمي وتحقيقى بزرگ وكوچك دارد كه يكى از آن‌ها همين مقتلى است كه مرحوم سپهر از آن نقل كرده است ( ح . خراساني ) . 2 . تكينه ( بر وزن وظيفة ) : تنها . 3 . بىهشانه : بىهوشانه ، از روى بىهوشى . 4 . تلثيم ( از لثم است ) : بوسيدن . تقبيل : بوسيدن . 5 . نبهره ( بر وزن نرفته ) : آدم‌پست ، حرام‌زاده . برخى فرهنگ‌نويسان آن را معرّب ( نبهرج ) كه به معنى پست ( ردى ) است ، مىدانند . حجاج بن يوسف ثقفى ( بيرون ، در كتاب الجماهر ص 157 ) نيز در نامهء خود به يكى از فرماندارانش به همين معنى استعمال كرده ( ح . خراساني ) . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 78 - 82 / واز أو : محلّاتى ، فرسان الهيجاء ، 2 / 90 - 93