وفي عذيب الهجانات « 1 » وافاه أربعة نفر خارجين من الكوفة على رواحلهم ويجنبون فرساً لنافع بن هلال يقال له « الكامل » ، وهم : عمرو بن خالد الصّيداويّ ، وسعد مولاه ، ومجمع بن عبداللَّه المذحجيّ ، ونافع بن هلال ، ودليلهم الطّرمّاح بن عديّ الطّائيّ يقول :
هامش
-به همراه ياران نيك اخترم * رسان بر حسين آن سر وسرورم
كه راد است وآزاد دريا به دل * خدايش كشانده به كارى چگل
كه تا روزگار است بادش بقا * ز آل رسول است وأهل صفا
همه سرورانند وزيباى چهر * همه نيزه انداز تا ماه ومهر
همه تيغ زن پهلوان ودلير * خدايى كه سود وزيان را دبير
به آقا حسينم تو نصرت بده * سر دشمنانش تو بر خاك نه
به أولاد صخر لعين دغا * يزيد آن كه با مى بود با وفا
زنا زاده ابن زياد لعين * كه با أو به ناحق نشسته به كين »چون اين عده به حسين عليه السلام پيوستند ، حر به آنها رو آورد وگفت : « اينها أهل كوفه اند . من اينها را زندانى مىكنم يا به كوفه برمىگردانم . »
حسين فرمود : « من با جان خود از اينها دفاع مىكنم . اينها ياران منند ودر حكم همسفران منند . اگر از قرارى كه با هم داريم ، برگردى با تو مىجنگم . »
حر دست بازداشت .
حسين به آنها فرمود : « از مردم كوفه به من خبر دهيد . »
مجمع بن عبداللَّه عائدى يكى از آنها عرض كرد : « سران مردم ، رشوهء كلانى گرفته وكيسههاى خود را پر كردند وحكومت ، دل آنها را به دست آورد وآنها را همكار مخلص خود كرد وهمه بر عليه شما متحدند . ومردم ديگر دل با شما دارند ، ولى فردا شمشير بر روى شما خواهند كشيد . »
واز آنها حال فرستادهء خود ، قيس بن مسهر صيداوى را پرسيد ، گفتند : « حصين بن نمير أو را دستگير كرد ونزد ابن زياد فرستاد وابن زياد به أو امر كرد كه تو را وپدرت را لعن كند ، وبر تو وپدرت رحمت فرستاد وابن زياد وپدرش را لعن كرد ومردم را به يارى شما دعوت كرد وآمدن شما را به مردم ابلاغ كرد وابنزياد دستور داد أو را از بأم قلعهء قصر به زير انداختند . »
چشم امام پر أشك شد ونتوانست از گريه خوددارى كند واين آية ( 23 ، سورهء احزاب ) خواند : « بعضي از آنان درگذشتند وبعضي در انتظارند وديگرگونى به خود راه ندادند . بارخدايا ! ما وآنها را در بهشت جاى ده ودر قرارگاه رحمت خود وگنجينهء ثوابت ما را جمع آورى كن . »
كمره اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 84 - 85
( 1 ) - العذيب وادٍ لبني تميم ، وهو حدّ السّواد ، وفيه مسلحة للفرس ، بينه وبين القادسيّة ستّ أميال ، وقيلله عذيب الهجانات لأنّ خيل النّعمان ملك الحيرة ترعى فيه .