هامش
- در روايتي پيغمبر را درك كرده وبه صحبت أو مشرف گرديده ودر هشتاد ونه سالگى شهيد شده وگفتارش با ابنزياد دلالت بر جلالت وبزرگواريش دارد .
گفتهء مسعودى است كه : شيخ مراد بوده وزعيم آنها وبا چهار هزار زرهپوش وهشت هزار پياده سوار مىشده ، إلى آخره . [ . . . ]
از تكملهء سيد محسن كاظمى نقل است كه أو را از ممدوحين شمرده وپاره اى از آن چه گفتيم دليل آورده ولى سيد مهدى در أول نظر خود به أو بدگمانى كرده وپس از تحقيق از گمان خود برگشته وقصيدة در سوگوارى أو سروده وعذر خواسته ، انتهى .
مىگويم كه سيد نامبرده قدس سره در رجالش سخن طولانى كرده وسپس گفته : اين اخبار مختلف همه متفقند كه هانى مسلم را در خانهء خود پناه داده ودر كار أو اقدام كرده وأو را يارى نموده وقشون وساز وبرگ براي أو فرآهم كرده واز تسليم وى به ابنزياد خوددارى كرده وكشته شدن را بر آن برگزيده تا خوارى كشيده وكتك خورده وزندان رفته وشكنجه ديده ودست بسته كشته شده است به دست آن فاجر ملعون واين خود در حسن حال وسرانجام نيك أو كافى است ودر زمرهء ياران حسين وشيعيان أو است كه در راه وى شهيد شدند وتو را بس است گفتهء أو به ابنزياد كه شايستهتر از تو وأرباب تو آمده است ، وگفتهء ديگر أو ( اين عبارت در منتخب طريحى است ) اگر كودكى از خاندان محمد زير پايم مخفى باشد آن را بر ندارم تا بريده شود ، وسخنان ديگر أو كه گذشت ودلالت دارد كه آن چه كرده از روى بصيرت وبينايى بوده نه به صرف تعصب وغيرت كشى ومهمان نوازى وپناهندگى ودليل آن گفتهء حسين عليه السلام كه چون خبر كشتن أو ومسلم به وى رسيد رحمت بر آنها فرستاد وآن را چند بار ادا كرد وفرمود : « خبر جانگدازى به ما رسيده كه مسلم بن عقيل وهانىبن عروه وعبداللَّهبن يقطر كشته شدهاند . »
سيد بن طاوس در كتاب ملهوف روايت كرده كه چون پس از خبر قتل مسلم وهانى خبر عبداللَّه بن يقطر به امام حسين رسيد . شروع به گريه كرد وفرمود : خداوندا از براي ما وشيعيان ما منزلگاه مجلل قرار ده ، وبين ما وآنها در قرارگاه رحمت خودت جمع كن ، چون تو بر همه چيز توانائى .
ما يافتيم كه شيوخ أصحاب ما چون مفيد رحمه الله وديگران أو را در كتب خود بزرگ ياد كنند دنبال نامش ترضيه وطلب رحمت آرند واحدى از علماى ما در وى طعن وانتقادى نكرده وآن چه در اخبار است كه هانى در كوفه به ديدن ابنزياد رفته وبا أو رفت وآمد داشته همراه اشراف كوفه تا گاهى كه مسلم به أو پناهنده شده باعث طعنى نيست ؛ زيرا از روى تقيه بوده ، چون هانى مردى معروف بوده وابنزياد أو را منظور داشته وبا أو سر دوستى داشته وكنارهگيرى أو خلاف تقيه بوده كه أساس كار مسلم بوده است وبراي رفع توهم پيش أو رفت وآمد داشت تا مسلم به أو پناهنده شد وبه عنوان بيمارى قطع مراوده كرد وآن چه را گمان نداشت پيش آمد كرد ، واما آن كه مسلم را از تعجيل در خروج ممانعت كرد شايد در تأخير آن مصلحتبينى داشته ومىخواسته جمعيت بيشترى فرآهم گردد وساز وبرگ تكميل شود وامام حسين عليه السلام به -