تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
الطّبريّ ، التّاريخ ، 5 / 424 - 426 / عنه : القمي ، نفس المهموم ، / 240 - 242 ؛ المقرّم ، مقتل الحسين عليه السلام ، / 278 - 281 ؛ مثله النّويري ، نهاية الإرب ، 20 / 439 - 442 « 1 » ثمّ دعا الحسين عليه السلام براحلته ، فركبها ، « 2 » ونادى بأعلى صوته : يا أهل العراق ، « 3 » وجلّهم يسمعون « 3 » ، « 4 » فقال : أيّها النّاس ! اسمعوا قولي ولا تعجلوا حتّى أعظكم بما يحقّ
هامش
- گويد : آن گاه حسين به آنها گفت : « اگر در اين سخن ترديد داريد ، آيا اندك ترديدى داريد كه من پسر دختر پيمبرتانم ؟ به خدا از مشرق تا مغرب از قوم شما يا قوم ديگر به جز من پسر دختر پيمبرى وجود ندارد . تنها منم كه پسر پيمبر شما هستم . به من بگوييد ، آيا به عوض كسى كه كشته أم ويا مالي كه تلف كرده‌ام ، يا قصاص زخمى كه زده‌ام ، از پى منيد ؟ » گويد : اما خاموش ماندند وبا وى سخن نكردند . گويد : آن گاه بانگ زد : « اى شبث‌بن ربعي ، اى حجاربن أبجر ، اى قيس‌بن أشعث ، ويزيد بن حارث ! مگر به من ننوشتيد كه ميوه‌ها رسيده وباغستانها سرسبز شده است وچاهها پرآب شده وپيش سپاه آمادهء خويش مىآيى ، بيا . » گفتند : « ما ننوشتيم . » گفت : « سبحان‌اللَّه ! چرا ! به خدا شما نوشتيد . » گويد : آن گاه گفت : « اى مردم ! اگر مرا نمىخواهيد ، بگذاريدم از پيش شما به سرزمين امانگاه خويش روم . » گويد : قيس بن أشعث گفت : « چرا به حكم عموزادگانت تسليم نمىشوى ؟ به‌خدا با تو رفتارى ناخوشايند نمىكنند واز آنها بدى به تو نمىرسد . » حسين بدو گفت : « تو برادر آن برادرى . مىخواهى بنىهاشم بيشتر از خون مسلم بن عقيل را از تو مطالبه كنند ؟ نه به‌خدا مانند ذليلان تسليم نمىشوم ومانند بردگان گردن نمىنهم . ترجمه آية است « اى بندگان خدا ! من از اين‌كه سنگسارم كنيد ، به‌پروردگار خويش وپروردگار شما پناه‌مىبرم . از شرّ متكبرانى كه به روز حساب ايمان ندارند وبه پروردگار خودم وپروردگار شما پناه مىبرم . » گويد : آن گاه مركب خويش را خواباند وعقبة بن سمعان را بگفت تا آن را زانوبند زد وقوم حمله‌كنان سوى وى آمدند . پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، 7 / 3022 - 3025 ( 1 ) - [ زاد في مثير الأحزان : فعن الصّادق : أنّهم كانوا ثلاثين ألفاً ، وقيل أكثر من ذلك ، فعند ذلك دعا ] . ( 2 ) - [ إلى هنا لم يرد في الدّمعة ] . ( 3 - 3 ) [ في إعلام الورى والدّرّ النّظيم : كلّهم يسمعونه ] . ( 4 ) ( 4 * ) [ مثله في ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 231 - 232 ] .