هامش
- نمىشوند گروهى كه فرزند پيغمبر خود را ضايع گذارند واورا يارى ننمايند . أف باد بر ايشان ! نخواهد بود در قيامت براي ايشان مگر عذاب اليم وحسرت وندامت در جحيم . »
پس حضرت سيدشهدا ايشان را دعا كرد وبه سوى اهلبيت وفرزندان وبرادران خود به حسرت نظر كرد ودست به دعا برداشت وگفت : « خداوندا ! ما عترت پيغمبر توييم ، ما را راندند وآواره كردند از حرم جد خود وبنى أمية بر ما تعدى مىنمايند . خداوندا ! تو حق ما را از ايشان بگير ويارى ده ما را بر گروه ستمكاران . »
پس فرمود : « مردم همه بندگان دنيايند ، ودين را بر زبان خود جارى مىگردانند . چون امتحانى به ميان آيد ، دينداران وخداطلبان بسيار كماند . »
مجلسي ، جلاء العيون ، / 642 - 643
ودر ميان أصحاب برخاست واين خطبه قرائت كرد : [ سپس متن عربى را ذكر كرده است كه متن به اللهوف ارجاع شد ] .
پس از سپاس خداوند ودرود رسول صلى الله عليه وآله ، فرمود : « اى مردم ! نگرانيد اين شدت وبلا را كه بر ما فرود آمد . همانا روزگار واژونه 1 كار شد وروز كريه ديدار بنمود واز نيكويى به جاى نماند ، الّا ناچيز آلايشى ، مانند نمايش مشروب ومأكول در بنگاه 2 اقداح وأواني 3 . زيستن در اين روزگار ، سخت ناگوار است . مگر نگران نيستيد كه كس به سوى حق نرود ؟ واز باطل خويشتندارى نكند ؟ لاجرم واجب مىكند كه مرد مؤمن ديدار حق را طالب آيد وبه جدى تمام بسيچ 4 مرگ فرمايد ومن اكنون مرگ را سعادت دانم وحيات را با اين جماعت ذلت شمارم . »
پاسخ أصحاب به سخنان حسين عليه السلام
اين وقتزهير بن القين بهپاى خاست : .
از پس أو هلال بن نافع بجلى برجست : .
فقال : « واللَّه ما كرهنا لقاء ربّنا وإنّا على نيّاتنا وبصائرنا ، نوالي من والاك ونُعادي من عاداك . »
آنگاهبرير بن خضير برخاست : [ متن عربى در تسيله المجالس ذكر شد ] .
گفت : « يا ابن رسول اللَّه ! سوگند با خداى كه خداوند بر ما منتى عظيم نهاد كه ما را دست داد 5 تا در پيش روى تو جنگ آغازيم وجان بازيم وتنهاى ما در راه تو پاره پاره شود ، آنگاه جد تو در قيامت ما را شفاعت كند . »
بالجملة ، حسين عليه السلام روان شد وأصحاب أو راه پيش داشتند وسپاه حر از هر جانب مانع ودافع بودند . بدينگونه بيش وكم طي مسافت مىنمودند . زهيربن القين عرض كرد : « يا ابن رسول اللَّه ! نيكو آن است كه در زمين كربلا فرود آييم ودر كنار فرات لشكرگاه كنيم واز زحمت بىآبى برآساييم . آنگاه اگر با ما رزم آزمايند ، قتال دهيم واز خداى استعانت جوييم . »
حسين عليه السلام چون اين كلمات شنيد ، آب در چشم بگردانيد .
ثمّ قال : « اللّهمّ إنّي أعوذ بك من الكرب والبلاء . »
1 . واژونه : معكوس ، مقلوب ، وارونه .
2 . بنگاه : جا ، مقام ومنزل . ولى مرحوم سپهر به معنى « ته » به كار برده است تا مركب از « بن » وپساوند « گاه » باشد .
3 . اقداح ، جمع قدح : ظرف آب هنگامى كه خالى باشد . أواني : جمع آنية : مطلق ظرف .
4 . بسيچ : قصد ، آهنگ .
5 . دست دادن : حاصل شدن ، به فعل آمدن « هر دو فعل لازم است ولى گويا مرحوم سپهر در معنى متعدي به كار برده است . » سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 166 - 168
[ بعد از سخنان امام عليه السلام در مورد شهادت قيس بن مسهر وخطبهء نافع ] .
چون سخن بدينجا آورد برير بن خضيربپاى خاست : [ متن عربى به مقتل الحسين خوارزمي ارجاع شد ] .
برير بن خضير همداني عرض كرد : اى پسر پيغمبر ! همانا خداوند بر ما منتى بزرگ نهاد ونعمتي عظيم عنايت كرد ، تا دست يافتيم كه در پيش روى تو با دشمنان دين جنگ آغازيم ، چند كه اعضاى ما با حدود تيغ وسنان از يكديگر باز شود ، پس جدّ تو در قيامت ما را شفاعت كند وروى فوز وفلاح 1 نبينند جماعتى كه دختر زادهء پيغمبر خودرا دست بازداشتند وحقوق اورا ضايع گذاشتند ، واي بر ايشان فرداى قيامت به عناء 2 وعذاب كيفر مىشوند ودر آتش جهنم جاى مىكنند .
1 . فوز : نجات ، پيروزى . فلاح : رستگارى .
2 . عناء « بفتح عين » : رنج وسختى .
سپهر ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 176