هامش
- مانند ابرى مظلم متراكم 1 بودند وعمر بن سعد در قلب لشگر از پيش روى سرهنگان جاى داشت . اين وقتزهير بن القين پيش تاخت وسپاه كوفه را به أعلى صوت مخاطب ساخت .
فقال : « أيّها النّاس ! إنّ حقّ المسلم على المسلم النّصيحة ، ونحن وأنتم على دين واحد ، وقد ابتلانا اللَّه بذرّيّة نبيّكم صلى الله عليه وآله لينظر ما نحن وأنتم صانعون ، وأنا أدعوكم إلى نصرته وخذلان الطّغاة . »
گفت : « اى مردم ! مسلم را بر مسلم حق نصيحت است وما وشما به يك آيين ويك شريعتيم . اينك خداوند ما را امتحان مىفرمايد به فرزند پيغمبر خود . تا مشهود افتد كردار ما وشما . اكنون من شما را دعوت مىكنم كه حسين را نصرت كنيد وگمراهان را مخذول داريد . »
چون كوفيان اين كلمات بشنيدند ، گفتند : « ما صاحب شما را ومتابعان أو را عرضهء شمشير خواهيم داشت ، الّا آن كه بايزيد بيعت كنند . »
زهير گفت : « اى بندگان خدا ! حسين به نصرت ومودت أحق است از پسر سميه . اگر أو را نصرت نمىكنيد ، از مقاتلت أو دست بازداريد . تواند شد كه يزيد از وى خشنود شود ، بىآن كه كشته گردد واز شما راضى گردد ، بي آن كه قاتل حسين باشيد . »
اين هنگام شمرذىالجوشن خدنگى به سوى زهير بگشاد وگفت : « دست بازدار ، چند به كثرت كلام زحمت مىكنى . »
زهير گفت : « اى شمر ! تو جز بهيمهاى 2 نيستى . فرداى قيامت در آتش دوزخ جاى خواهى داشت وبا عذاب اليم دمساز خواهى بود . »
شمر گفت : « من تو را مىكشم وصاحب تو را نيز خواهم كشت . »
زهير گفت : « مرا از قتل بيم مىدهى ؟ من كشته شدن با حسين را دوستتر مىدارم تا زندگانى با شما . »
ثمّ أقبل على أصحابه وقال : « معاشر المهاجرين والأنصار ! لا يغرّكم كلام هذا الكلب الملعون وأشباهه ، فإنّه لا ينال شفاعة محمّد صلى الله عليه وآله إنّ قوماً قتلوا ذرّيّته وقتلوا مَن نصرهم فإنّهم في جهنّم خالدون أبداً . »
پس روى با أصحاب كرد وگفت : « اى مهاجرين وأنصار ! نفريبد شما را سخن اين سگ لعين وأمثال أو ؛ چه أو از شفاعت محمد بهره نخواهد يافت . »
اين وقت مردى به نزديك زهير آمد وگفت : « اى زهير ! حسين عليه السلام مىفرمايد : قسم به جان من كه شرط نصيحت وموعظت به پاى آوردى ونيكو سخن كردى . »
1 . متراكم : روى هم جمع شده .
2 . بهيمه : چارپا .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 241 - 243
( ط ) ازدى ازعلى أسعد شامي از همعشيرهء خود به نام كثير بن عبداللَّه شعبى كه در هنگام شهادت حسين عليه السلام حضور داشته ، باز گفته كه : چون بر حسين يورش كرديم ، زهير بن قين سوار أسب پردم خود سلاح پوشيده جلو ما آمد وگفت : « آژير باد شما را از عذاب خدا آژير باد ! بر مسلمان لازم است برادر مسلمان خود