وعلى أهل بيتك ، وعرّف بيننا وبينك في جنّته ، فقال : آمّين آمّين « 1 » ( 18 * ) ؛ فاستقدم « 2 » فقاتل حتّى قُتل « 2 » ( 12 * ) ( 16 * ) . « 3 »
الطّبريّ ، التّاريخ ، 5 / 443 / عنه : القمّي ، نفس المهموم ، / 279 - 280 ؛ الأمين ؛ أعيان الشّيعة ، 6 / 258 ؛ المقرّم ، مقتل الحسين عليه السلام ، / 311 ؛ مثله ابن الأثير ، الكامل ، 3 / 292 ؛ النّويري ، نهاية الإرب ، 20 / 453 - 454
وكان القتل يتبيّن في أصحاب الحسين عليه السلام لقلّة عددهم ، ولا يتبيّن في أصحاب عمر ابن سعد لكثرتهم ، واشتدّ القتال والتحم « 4 » ، وكثر القتل والجراح « 4 » في أصحاب أبي عبداللَّه
هامش
( 1 ) - [ زاد في نفس المهموم : آمّين ] .
( 2 - 2 ) [ حكى نفس المهموم عن اللّهوف : وقاتل قتال الأبطال ، وصبر على احتمال الأهوال حتّى قُتل عليه رحمة اللَّه المتعال ] .
( 3 ) - گويد : حنظلة بن أسعد شبامى بيامد وپيشروى حسين بايستاد واين آيات را به بانگ بلند خواند :
« اى قوم ! من بر شما از روزگارى مانند دستههاى ديگر بيم دارم . مانند حال قوم نوح وعاد وثمود وكساني كه از پى آنها بودند وخدا براي بندگان ستم نمىخواهد . اى قوم ! من بر شما از روز ندا زدن بيم دارم . روزىكه بازگشتكنان پستان آرند ودر قبال خدا نگهدارى نداشته باشد وهر كه را خدا گمراه كند ، رهبرى ندارد . »
آنگاه گفت : « اى قوم ! حسين را مكشيد كه ( خدا ) شما را به عذابي هلاك كند وهر كه دروغ سازد ، نوميد شود . »
حسين بدو گفت : « اى ابن أسعد ! خدايت رحمت كند . آنها وقتي دعوت حق تو را رد كردند وحمله آوردند كه خون تو ويارانت را بريزند ، مستحق عذاب شدند . چه رسد به حال كه ياران پارساى تو را كشته اند . »
گفت : « راست گفتى به فدايت شوم . تو فقه دين را بهتر از من مىدانى وشايستهء آنى . سوى آخرت رويم كه به برادرانمان ملحق شويم . » گفت : « سوى ملك نافرسودنى روان شو كه از دنيا وهرچه در آن هست ، بهتر است . » گفت : « درود بر تو اى ابوعبداللَّه ! خدا تو را با خاندانت صلوات گويد ودر بهشت خويش ما را با تو قرين كند . » گفت : « آمين ، آمين . » گويد : پس أو پيش رفت وبجنگيد تا كشته شد .
پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، 7 / 3047 - 3048
( 4 ) - [ لم يرد في إعلام الورى ] .