وفي مقتل أبي مخنف : جعل النّاس يأتون مسلم بن عقيل يبايعونه ، إلى أن بايعه ثمانون ألف رجل . « 1 »
ابن أمير الحاج ، شرح شافية أبي فراس ، / 349
هامش
قدوم مسلم ، اظهار سرور بسيار نمودند وفوج فوج به خدمت أو مىآمدند . نامهء حضرت امام حسين عليه السلام را بر ايشان مىخواند . از استماع آننامه گريان گرديدند وبيعت مىكردند . تا آن كه بر دست مسلم هجدههزار نفر از اهلكوفه ، بهشرف بيعت آنحضرت سرافراز گرديدند . پس مسلم عريضهاى بهخدمت آنحضرت نوشت كه : « تا حال هجدههزار نفر از اهلكوفه به بيعت شما درآمدهاند ، اگر متوجه اينصوب گرديد ، مناسب است . »
ابنشهرآشوب وديگران روايت كردهاند كه چون مسلمبن عقيل داخل كوفه شد ، در خانهء سالمبن مسيب نزول فرمود ودوازده هزار كس با أو بيعت كردند .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 608 ، 612
( 1 ) - تا وارد كوفه گشت ، نيمه شبى در سراى سليمان بن صرد الخزاعي در رفت ، وبه روايتي در خانهء مختار بن ابوعبيدهء ثقفى فرود آمد . بامدادان چون مردمان آگاه شدند كه مسلمبن عقيل از جانب حسين بن علي عليهما السلام به كوفه اندر آمده ، تقديم خدمت اورا كمر شوق بر ميان استوار كردند ، فوج از پس فوج به خدمت أو شتاب گرفتند ، سلام دادند وتهنيت وتحيت گفتند . چون مسلم نگريست كه مجلس از بزرگان كوفه آكنده است ، مكتوب حسين عليه السلام را برآورد وبر آن جماعت قرائت كرد . مردم از اين بشارت وا شوقاه ! گفتند وآغاز گريهء فرحت نمودند . با مسلم دست بيعت فرا دادند وپيمان متابعت استوار فرمودند وروز تا روز بر اقتحام وازدحام برافزودند ، چندان كه هجده هزار كس با مسلم بيعت كرد وشرط متابعت به جاى آورد .
اين وقت عابس شاكرى به پاى خاست وخداى را سپاس گفت ومصطفى را درود فرستاد وروى به مسلم آورد ،
وقال : « إنِّي لستُ أعلم ما في قلوب النّاس ، ولكن أخبرك بنفسي إذا دعوتموني أجبتكم وأضرب بسيفي عدوّكم حتّى ألقى اللَّه تعالى عزّ وجلّ . »
گفت : « من بر ضمير مردم دانا نيستم ، لكن از انديشهء خويش تورا آگهى مىدهم : روزى كه بخوانيد مرا شما را أجابت مىكنم ودشمن شما را مىزنم با شمشير خويش ، تا گاهى كه در راه خدا كشته شوم . »
اين بگفت وبنشست .
پس حبيب بن مظاهر برخاست وبه جانب أو نگران شد ،
وقال : « يرحمك اللَّه تعالى ، قد قضيت ما عليك ، أنا واللَّه على مثل ذلك . »
فرمود : « خداوند تورا رحمت كناد ! آنچه بر تو واجب بود ، قضا فرمودى . سوگند با خداى كه من نيز بر آن عقيدتم كه تو باشى . »
مردمان دهتن وبيستتن ساعت به ساعت درمىرسيدند وبا مسلم بيعت مىكردند . به روايت أبو مخنف 1 -