هامش
مرض فاطمه دختر رسول خدا ، زنان مهاجر وأنصار در گرد أو درآمدند .
زنان مهاجر وأنصار عرض كردند : اى دختر رسولخدا ! چگونه شب دوش را بهروز آوردى ؟ فرمود : سوگند با خداى شب به روز آوردم درحالتى كه مكروه افتاد در چشم من دنياي شما ومبغوض بودند در نزد من مردان شما ، لاجرم ايشان را از خود دور افكندم از آن پس كه آزمون كردم وايشان را دشمن داشتم از آن پس كه به ميزان اختبار وامتحان آوردم بسا زشت ونابهكار است ثلمهء سيف وضعف رمح ورأى مضطرب نارسا ، همانا تقديم نكوهيده كردارى كردند به خديعت نفوس خويش ورهينهء غضب خداوندى گشتند وزندانى عذاب ابدى آمدند ، من قلادهء خلافت وغصب فدك را وجز آن را بر گردن ايشان گذاشتم وعار اين كردار زشت را خاص ايشان داشتم ، پس مُثله شدن وجراحت يافتن وملعون گشتن به سخط خداوند قاهر غالب خاص ظالمان است . واي برايشان تا كجا دور انداختند آن را از بنيان رصين رسالت وقواعد متين نبوّت وفرودگاه وحى روح الأمين ودانندهء حاذق به امر دنيا ودين واين زيانى است ظاهر وخسرانى است آشكار ، همانا أبو الحسن را دستخوش نقمت نساختند وبه عتاب أو نپرداختند ، بلكه اين نقمت در انكار شمشير برّان وشدت حملهء كران ومجالدت ومجادلت أو وتنمّر [ وخشم ] أو در راه خداوند جل وعلا است ، سوگند با خداى اگر از خويش دفع ندادند ودست باز نداشتند از زمام أمور أمت كه رسول خداوند به دست أو گذاشت هرآينه مأخوذ مىداشت وأين جماعت را چنان سهل وسالم سير مىداد كه بي آن كه مركوب را زخم خشاش وآزار مهار رنجه كند وراكب را زحمت جنبش وحركت در شكنجه افكند به آبگاهى وسيع وسرشار درآورد ونيك سيراب كند به اندازهاى كه از زحمت عطش برهاند وآتش جوع را بنشاند وأبواب بركات از آسمان وزمين بر ايشان گشاده شود وزود باشد كه خداوند مردمان را به كردار ايشان مأخوذ دارد . هماكنون حاضر باش وگوش ميدار چند كه زنده باشى شگفتىهاى روزگار را نظاره خواهى كرد وحوادث تورا به عجب خواهد آورد با كدام سند متكى شديد وبا كدام حبلالمتين چنگ درزديد كه سر را بر دُم وكاهل را بر دنباله تبديل نموديد ، چه بسيار ذليل وخوارند قومي كه كردار خويش را نيكو پندارند ، همانا ايشان در شمار مفسدانند ونمىدانند آيا آن كس كه به شاهراه هدايت دلالت مىكند مستحق است كه متّبع باشد يا آن كس كه طريق غوايت مىپيمايد ، چه افتاد شما را وچگونه قضا مىكنيد ، سوگند با خداى كه افعال شما حامل گشت . اكنون منتظر باشيد تا نتيجة بازآورد اين وقت خون تازه خواهيد دوشيد وأواني شما از خون تازه وسمّ ناقع سرشار خواهد بود ، اين وقت زيان جاهل وسود عاقل مكشوف افتد وعاقبت سنت پيشينيان بر آيندگان پديد گردد . پس نيكو كنيد وساخته سازيد نفوس خود را وآرامش دهيد قلوب خود را از براي حدوث نايبه وحدوث فتنه وداهيه ، وبشارت دهيد خويش را به شمشير قاطع ودواهي ساطع واستبداد ستمكاران ، همانا منافع شما نابوده ومزارع شما دروده ايست وبهرهء شما افسوس ودريغ است ، هيچ نمىدانيد به كجا اندر افتاديد ، بىگمان كوركورانه به ظلمت اندريد ، آيا ما ملتزم مىكنيم به هدايت