على أمراء بني أميّة . يعني محمد معروف به ديباج در رأس هيأتهاى نزد امراء بنى أمية مىرفت وشايد علّت قتل أو به خاطر ارتباط خاص أو با امراء بنى أمية بوده است ؛ زيرا خلفاى بنى عباس به ويژه منصور دوانيقى وقتي به سركار آمدند ، تمام كساني كه به امراء بنى أمية وابسته بودند از ميان برداشتند . به هر حال با نقل اين اخبار كه در أولاد حسن مثنى در جلد 12 « 1 » ودر ازدواج فاطمة بنت الحسين عليهما السلام در اين جلد گذشت ، مشخص مىشود كه خبر ازدواج فاطمه دختر سيدالشهدا عليهما السلام بعد از حسن مثنى با عبداللَّه ابن عمرو بن عثمان بن عفان ، وانتساب محمد ديباج به عنوان فرزند أو ، روايتي است كه از جانب مصعب زبيرى گفته شده است كه عداوت وبغض مصعب زبيرى نسبت به آل أمير المؤمنين عليه السلام بر كسى پوشيده نيست .
شعراء ومغنيانى مثل ابن ميّادة « 2 » وموسى شهوات « 3 » كه از سرسپردگان دربار أموي وعباسى بوده اند با اشعار خود به اين خبر مصعب زبيرى دامن زده اند كه گفتهء آنها نيز قابل اعتماد وقبول نيست .
[ از كتاب مظلومه اى در تاريخ ]
هامش
( 1 ) - [ به موسوعهء تاريخ امام حسين عليه السلام ، 12 / 493 ، 661 مراجعه شود ] .
( 2 ) - ابن ميادة : « أبو شرحبيل رَمّاح بن أبْرَد بن ثَوْبان ذُبْيانى 1 غطفانى 2 مُضَرى ، شاعر أستاذ ومداحامويان وعباسيان بود . در عهد هشام بن عبد الملك ( 71 - 125 ه ) معروف شد ونزد وليد بن يزيد ( 88 - 126 ه ) تقرّب يافت . بعد هم در عصر عباسى أبو جعفر منصور 3 ( 95 - 158 ه ) وجعفر بن سليمان والى مدينه را مدح گفت واز ايشان وساير ممدوحين صلات وافر به دست آورد .
1 . ذُبْيان : به ضم اوّل وسكون ثاني ، طايفه اى از بنى غَطَفان بودند كه در مشرق مدينه بين حجاز وجبال بنىطى سكونت داشتند . شاعر مشهور جاهلي نابغهء ذبيانى از اين طايفه بود .
2 . بنو غَطَفان : دو قبيله بزرگ به نام هاى جُذام وقيس عَيْلان از اعراب نجد بودند . در غزوهء قرقرة الكدر با رسول اللَّه جنگيدند وشكست خوردند واسلام آوردند .
3 . أبو جعفر : عبداللَّه بن محمد بن علي بن عبداللَّه بن العباس بن عبدالمطّلب ، دوّمين خليفهء عباسى وسر سلسلهء خلفاى عباس بود .
فريدونى ، برگزيدهء الأغانى ، 1 / 255
( 3 ) - أبو محمّد موسى بن يسار ، شاعرى مديحه سرا وترانهگو ونكته سنج از اهالى آذربايجان بود كه در مدينه تولد وپرورش يافت وهمانجا درگذشت . وى از موالى قريش بود ودر عهد سليمان بن عبد الملك به شام رفته أو را مدح گفت ودر سلك شعراى دربار أموي درآمد .
فريدونى ، برگزيدهء الأغانى ، 1 / 351