فأمرتْ عائشةُ حاديَها أن يكُفَّ فكَفَّ . « 1 »
أبو الفرج ، الأغاني ( ط دار إحياء التّراث العربيّ ) ، 11 / 127 / مثله : الصّفديّ ، الوافي
بالوفيات ، 15 / 292 - 293 ؛ المازندرانيّ ، معالي السّبطين ، 2 / 217 - 218
نويسنده گويد :
در اخبار عايشه دختر طلحه بن عبيداللَّه تيمي آمده است كه از وليد بن عبد الملك ابن مروان براي حمل بار وبنه درخواست كمك كرد وگفته شده كه أو حج كرد وشصت قاطر داشت . عروة بن زبير طبق بيت مذكور در متن خبر اورا به سخره گرفت . ( ترجمه :
اى عايشه كه شصت قاطر دارى ، خوراك يك سال را با خود به حج آوردى ) .
عائشة در پاسخ اورا با صيغهء تصغير « عُرَيّة » خطاب كرد وتا آخر عُمر با أو ازدواج نكرد .
در ذيل اين خبر آمده است كه عايشه با بار وبنه سنگين با سكينهء مذكوره كه هَوُوى أو بود به حج رفت ، وجارچى أو بيت مذكور در متن خبر را مىخواند كه مصراع دوم آن با مصراع بيت قبلي فرق داشت . ( ترجمه : اى عايشه كه شصت قاطر دارى ، پيوسته زنده باشى وبه حج بروى ) .
دو نكته در اين خبر قابل توجّه است :
1 - در خبر اوّلى عايشه در زمان خلافت وليد بن عبد الملك بن مروان ( 86 تا 96 ه ق ) حج كرده است ودر آن زمان مصعب زوج أو ( فوت سال 71 ه ق ) در قيد حيات نبوده
هامش
( 1 ) - مصعببن زبير ، عايشه دختر طلحه را نكاح كرده بود وهميشه با سكينه كه ضرّهء أو بود ، خصومت داشت وهر سال به حج مىرفتهاند ودر راه حج مال كثير همراه مىنمودند ومنادى عائشة پيوسته اورا مىخواند :عايش يا ذات البغال السّتّين * إن شئت تحجّين كذا تحجّينيعنى : « اى عايشه دختر طلحه كه صاحب شصت قاطرى ! اگر حج مىكنى ، چنين به حج ميكن ! »
محلّاتى ، رياحين الشريعة ، 3 / 261