در اين باره گفته است :
أنا حُنَيْنٌ ومَنْزِلي النّجَفُ * وما نَديمي إلّاالفَتى القَصِفُ « 1 »
أقْرَعُ بالكاسِ ثَغْرَ باطيةٍ * مُتْرَعَةٍ تارةً وأغْتَرِفُ « 2 »
« من حنينم ومنزلم در نجف است ، نديمى جز جوان أهل عيش ندارم »
« گاه با جام بر دندان ساغر پر از باده مىزنم وآن را تا ته سر مىكشم »
در نسب ونژاد وقبيلهء أو آگهى درستى در دست نيست . بعضي اورا از قبيلهء عياد وبعضي از بنى الحارث بن كعب دانسته اند . قولي هم هست كه وى از باقيماندگان اعراب بائدهء طَسْم وجَديس « 3 » بوده است . به هر صورت مانند عدى بن زيد در حيره ونجف ودر نزديكى مداين پرورش يافته وشعر وموسيقى أو تحت تأثير هنرهاى إيراني وآداب شهرنشينى بوده وبه كلّى با سبك خشن صحرائى اختلاف داشته است . از خانواده وپدر ومادر أو نيز اطّلاعى در دست نيست . در كودكى گل وميوه به خانهء أعيان ومغنّيان ومردم خوشگذران حيره مىبرده وبراي گل آرايى وتشريفات پذيرائى از وجودش استفاده مىشده است . هم زيباروى بود وهم پاكيزه وخوش سليقه وبذله گو ، از اين رو درِ خانهء بزرگان به رويش باز بود وگاه چند روز در خانهء ايشان مىماند . ميل به هنر موسيقى وشاعرى نيز در أو به سبب معاشرت با ظريفان وهنرمندان پرورش يافت . أو آوازها ونغمهها را مىشنيد وبه دقّت به خاطر مىسپرد
هامش
كوفه كه روضهء مطهّرهء أمير المؤمنين عليه السلام در آنجاست ونزديك هزار سال است مركز بزرگ تعاليم شيعه ومسكن مراجع تقليد ومزار بزرگ شيعيان جهان است
( 1 ) - قَصِف : بر وزن كَتِف ، يعنى خوشگذران . در أصل لغت به معنى سست وضعيف است
( 2 ) - باطيه : شيشهء شراب . مُتْرَعَة به صيغهء مفعول ، يعنى پُر . در الأغانى دو بيت ديگر از اين قصيدة نيز مذكور است . 2 / 341
( 3 ) - اعراب بائده : اعرابى كه هلاك شده وآثاري از ايشان باقي نمانده است . جَديس وطَسْم نام دو قبيلهاز عمالقهء بنىارم وساكن بحرين ويمامه بودند . يكى از شاهان طسم زنان جديس را أسير گرفت . وبنىجديس بر أو تاخته همهء افراد طسم را جز يك تن از دم شمشير گذراندند . آن يك نفر نزد بنى قحطان دادخواهى نمود وايشان نيز بر بنىجديس تاخته همه را قتل عام كردند . ( حدود 250 ميلادي - المنجد )