در كتاب الأغانى به طور متفرق شرح حال أو ذكر شده است . براي معرّفى شخصيّت أو به دو نكته اشاره مىشود :
1 - طريقهء آشنايى أو با ابن سريج به اين گونه است كه روزى معبد در يكى از سفرهاى خود به مكّه در بَطْن مَر « 1 » آوازى شنيد به سوى آن رفت . مردى را ديد زيبا روى كه در كنار بركه نشسته بود وبعد از آواز أو معبد نيز به نغمه سرايى پرداخت وآن مرد پرسيد : آيا تو معبد نيستى ؟ گفت : آرى . معبد گفت : آيا تو ابن سريج نيستى ؟ گفت : آرى ، واگر تورا نمىشناختم در حضورت آواز نمىخواندم واز اين طريق با هم آشنا شدند وبا هم بودند تا آنجا كه معبد بعد از مرگ ابن سريج هر وقت آوازى مىخواند كه خودش مىپسنديد مىگفت : امروز سريجى شدم . « 2 »
2 - معبد كنيزى به نام ظبيه « 3 » داشت وبه أو تعليم آواز ونوازندگى داد وأو در اين مهارت شهرت يافت . مردى از عراق آن كنيزك را خريد وبا خود به بصره بُرد وبعد از چندى اورا به مرد اهوازى منتقل كرد تا اينكه آن كنيز مُرد وآن مرد اهوازى خيلى ناراحت شد وآوازهء ناراحتى أو به معبد كه در مدينه بود رسيد ، ومعبد به اهواز رفت وآنقدر آنجا ماند كه به كنيزكان آن مرد تعليم آواز ونوازندگى داد تا آنها بتوانند به سبك أو مطربى كنند . « 4 »
تلخيص از برگزيدهء الأغانى ، 1 / 23 - 31
حنين بن بَلوع « 5 » حيرى كيست ؟
وى موسيقيدانى بزرگ وشاعرى غزل سرا از مسيحيان حيره وساكن نَجَف « 6 » بود ،
هامش
( 1 ) - [ وادى مَر يا مَر الطّهران در يك منزلي مكّه است . مَر به معنى گذرگاه استعمال شده است ]
( 2 ) - [ تلخيص از برگزيدهء اغانى ، 1 / 23 - 25 به نقل از كتاب جعفر بن قدامه ]
( 3 ) - [ به معنى غزال مادة ]
( 4 ) - [ الأغانى ، 13 / 285 ( ترجمهء مطيع بن أياس ، ط دار احياء التراث العربي ط 1 ) ]
( 5 ) - بَلوع : به فتح اوّل صيغهء مبالغه است ، يعنى بسيار بلع كننده
( 6 ) - نَجَف : به دو فتحه ، يعنى تل وزمينى كه آب بر آن سوار نشود . ونجف شهري است در نزديكى