هو عليّ بن الحسين بن عليّ بن أبي طالب عليه السلام .
وامّه : ليلى بنت أبي مرّة بن عروة بن مسعود الثّقفيّ - كما عليه عامّة المؤرّخين من
هامش
- همان گونه كه كلام سهيلى در « الروض الأنف » ج 2 ، ص 326 بيانگر آن است كه ميمونه دختر ابىسفيان جدهء پدرى ليلى بوده كه عروه با أو ازدواج نموده [ است ] وثمرهء اين وصلت ابومرّه مىباشد وليلى همسر امام حسين عليه السلام دخت ابىمرّه است .
نسب ليلى ومختار بن ابىعبيد ثقفى در مسعود ثقفى بههم مىرسد ؛ زيرا ليلى دخت أبى مرّه بن عروة بن مسعود است ومختار فرزند ابىعبيد بن مسعود . وأبو مرّه پدر ليلى با مختار عمو زاده مىباشد .
به سبب شرافت عروه در ميان قوم خود ، قريش اورا در واقعهء حديبيه براي عقد قرارداد صلح نزد پيامبر أكرم صلى الله عليه وآله فرستادند . أو در آن هنگام كافر بود ودر سال نهم هجرت اسلام آورد وبه سوى قبيلهاش بازگشت وخود بر بأم خانهء بلندى كه داشت ، رفت واسلام خود را آشكار ساخت وآنان را به اين دين دعوت نمود . اما آنان باران تير را به سويش گشودند ويكى از آنها بر « قلب » أو أصابت نمود وغرقه در خون خويش به زمين افتاد . گفتند : « خون خود را به چه حساب مىگذارى ؟ »
گفت : « اين لطفى بود كه خداوند به آن مرا گرامى داشت وشهادتي بود كه پروردگار نصيبم ساخت . تنها درخواستم اين است كه مرا در كنار شهيدانى كه با رسول خدا صلى الله عليه وآله كشته شدهاند ، دفن نماييد . » كه به اين خواستهاش جامهء عمل پوشاندند . رسول خدا صلى الله عليه وآله دربارهء أو فرمود : « أو نبود در قوم خود مگر همانند صاحب ياسين در قوم خويش . » 3
عروه به هنگام پذيرش اسلام ده زن در اختيار داشت . پيامبر صلى الله عليه وآله فرمود كه اسلام بيش از چهار زن را جايز نمىشمرد ، أو نيز چهار تن از آنان را برگزيد كه از جملهء ايشان ، زينب دخت أبو سفيان صخر بن حرببن أمية بود .
أبو مرّه پدر ليلى در زمان رسول أكرم صلى الله عليه وآله ديده به جهان گشود واز مصاحبت حضرتش بهره برد . چون پدرش عروه كشته شد ، أو وبرادرش ابومليح نزد پيامبر آمدند وحضرتش را از قتل پدر آگاه ساختند ومسلمان گرديدند وبه طايف بازگشتند .
دربارهء ليلى ، حارث بن خالد مخزومى سروده است : [ سپس شعر را ذكر كرده كه ما آن را در الطبقات ذكر كرديم ] .
يعن : « خورشيد جهان افروز بر گرد ما به گردش درآمد وچه كس از مردم ديده است كه مهر تابان در شامگاهان بدرخشيد . أو ( ليلى ) پدرِ مادرش وفادارترين قريش در حفظ پيمان است وعموهايش اگر خواهان شناختنشان شوى ، از تيرهء ثقيف هستند . »
1 . شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد ، ج 3 ، ص 359 .
2 . الإصابة ، ج 4 ، ص 249 .
3 . همان مأخذ ، ج 4 ، ص 178 .
طارمى ، ترجمهء علىالاكبر للمقرّم ، / 14 ، 15 ، 16 ، 17