أقول : فهؤلاء الّذين ذكرناهم « 1 » غير أولئك الّذين صحبوا الحسين عليه السّلام بمكّة « 2 » من الرّجال والنّساء حين إقامته هناك واللّه العالم ، انتهى « 2 » . « 3 »
هامش
( 1 ) - [ زاد في وسيلة الدّارين : من بني هاشم ] .
( 2 - 2 ) [ وسيلة الدّارين : والمدينة وطريق مكّة إلى كربلاء من الأصحاب والأنصار صلوات اللّه عليهم ] .
( 3 ) - سفر سيم : از مدينه به كربلا با اذن شوهرش جناب عبد اللّه بن جعفر طيار در موكب همايونى حسينى عليه السّلام ، باز با نهايت وقار وحشمت وعزّت وجلالت ، در كجاوهها كه غلامان وكنيزان وأصحاب حسينى در تحت امر أو وبرادران وبرادرزادگان وبنى أعمام وديگر جوانان بني هاشم در دورش جمع ، بخصوص حضرت أبو الفضل عباس بن علي عليه السّلام حامل لواى حسينى كه در پاسبانى ورعايت مقامات شامخهء آن عقيلهء بني هاشم همهگونه وظايف جانفشانى را معمول مىداشته است .
مدرس ، ريحانة الأدب ، 8 / 327
ونيز در ص 128 گفته [ است ] : برخى از أرباب مقاتل مىنويسند : حضرت علي عليه السّلام چون خواست زينب را به عبد اللّه بن جعفر عقد ببندد ، شرط كرد كه هرگاه حسين ارادهء سفر كند وزينب بخواهد با أو باشد ، عبد اللّه زينب را منع نكند . از اينرو عبد اللّه ميل نداشت كه حضرت حسين به اين سفر برود . چه ، نمىخواست بنابر شرط سابق از مصاحبت زينب نسبت به حسين مخالفت نمايد ؛ ولى نتوانست حسين را منصرف كند .
عون ومحمّد پسران خود را براي كمك به مادرشان همراه فرستاد وشرط كرد ، اگر جنگى پيشآمد ، آنها نيز به جنگ بپردازند .
وفاضل بيرجندى در كبريت احمر مىنويسد كه : حضرت زينب چنان علاقة به برادر داشت كه در هيچ خواهر وبرادرى ديده نشده است . أو از طفوليت به حسين انس گرفته بود .
وبعضي از أرباب مقاتل نوشتهاند : هنگامى كه عبد اللّه بن عباس عرض كرد : « فما معنى حملك هؤلاء النّسوة ؛ شما مىفرماييد كه من مىروم كشته مىشوم . در اين صورت چرا زنها را با خود مىبرى ؟ »
اين وقت زينب سر از محمل بيرون آورد وفرمود : « يا بن عباس ! مىخواهى بين من وبرادرم جدايى بيندازى ؟ هرگز من از أو مفارقت نكنم . »
سفر سوم با برادرش حسين عليه السّلام وساير فرزندان أمير المؤمنين عليه السّلام از مدينه به جانب مكة معظمه در شب يكشنبه بيست وهشتم شهر رجب رفتهاند ، وسوم شهر شعبان سنة 60 از هجرت وارد مكّه معظمه شدند . در اين سفر ، خروج از مدينه آنچه را دربندى نوشته است ، از كيفيت سوار شدن پردگيان حضرت حسين ممكن است هنگام خروج از مكة به سوى عراق اين تفصيلات روى داده است .
بالجملة ، حضرت عليا مخدره زينب از سوم شهر شعبان تا روز هشتم ذي الحجة در مكّهء معظمه با كمال عظمت وجلالت روزگار به سر برد .
سفر چهارم روز هشتم ذي الحجة سنه 60 از مكّه خيمه بيرون زدند ، واين موكب حسينى كه محبوب قاطبه مسلمين جزيرة العرب بود ، در كمال عزّت وجلال وحشمت ووقار با محملها حركت كردند وحضرت حسين رئيس قافله وبا دستگاه سلطنتى با همهء وسايل حتى عطريات كامل ، به پرچمدارى قمر -