هامش
- قطب شعرانى در كتاب منن وطبقات خود گويد : بعد از موت عمر بن الخطاب ، جناب امّ كلثوم را كه در حبالهء نكاح أو بود ، عون بن جعفر تزويج نمود وبعد از عون ، برادرش محمد بن جعفر به مزاوجت آن مخدره مفتخر گشت وچون محمد نيز به سراى مخلد برفت ، برادرش عبد اللّه بن جعفر ، آن حضرت را كابين بست وامّ كلثوم در سراى عبد اللّه به ديگر سراى شد . آنگاه عبد اللّه بن جعفر خواهرش جناب زينب خاتون سلام اللّه عليها را در بند نكاح درآورد . اما اين خبر برخلاف ما بين اماميه است .
در كتاب نور الابصار ورسالهء صبان ، فصلى مخصوص به ترجمهء أحوال سعادت اشتمال حضرت زينب سلام اللّه عليها مسطور داشته است وگويد : فقها وعظام در باب نسل حضرت زينب وعبد اللّه جعفر ، عنواني كردهاند ودر ده مسئله مقرر داشتهاند وبه اين ترتيب سؤال وجواب نمودهاند : [ براي جلوگيرى از تكرار متن عربى ، به اسعاف الرّاغبين ونور الأبصار ارجاع شد ] .
خلاصهء ترجمهء اين مطالب اين است كه : آيا سلالهء زينبيه سلام اللّه عليها در آل رسول خداى صلى اللّه عليه والهاند ودر تحيت صلى اللّه عليه واله مشمول هستند يا نيستند ؟
جواب اين است كه : آرى ! داخل هستند ؛ زيرا كه اجماع بر آن شده است كه مراد از آل رسول خداى صلى اللّه عليه واله مؤمنان از بنى مطلب وهاشماند . »
مسأله ديگر اين كه : آيا ذريهء حضرت زينب خاتون عليها السّلام از ذريه وفرزندان پيغمبر يزدان شمرده مىشوند يا نمىشوند ؟
جواب دادهاند : آرى ، شمرده مىشوند ؛ زيرا كه فرزندان دختران انسان در جمع ذرارى وأولاد أو محسوب مىشوند . اگر كسى در حق فرزندان خود وصيتي سپارد ، البتة أولاد دخترهاى أو نيز قسمت بخواهند برد وداراى بهره ونصيب بخواهند شد .
مسأله ديگر اين كه : آيا جايز مىباشد كه ذريهء آن مخدره ، خويشتن را به رسول حضرت ذي المنن منتسب دارند ؟ چنانكه در فرزندان حسن وحسين مىتوان خطاب « يا بن رسول اللّه » نمود وحال اين كه فقها در ميان آن كس كه فرزند كسى باشد يا بدو منسوب گردد ، فرق نهادهاند وبه اين دليل داخل نمودهاند ، أولاد بنات را در عنوان « وقفت على أولادي » بيرون از « وقفت على من ينسب إليّ من أولادي » .
اما گفتهاند كه از خصائص رسول خداى صلى اللّه عليه واله است كه فرزندان فاطمه سلام اللّه عليها را به آن حضرت نسبت دهند ؛ لكن در حق دختران دخترش اين عنوان را جارى نداشتهاند . پس جريان امر در حقّ ايشان بر قانون شرع است ، در اين كه ولد در نسب با پدر مىرود ونه با مادر وبه همين سبب گويند : « پسر شريفه را اگر پدرش شريف نباشد ، شريف نمىخوانند » . پس فرزندان فاطمه به رسول خداى صلى اللّه عليه واله منسوب وأولاد حسن وحسين به ايشان وآن حضرت صلى اللّه عليه واله منسوب باشند وفرزندان خواهران ايشان ، زينب خاتون وامّ كلثوم به پدران خود عبد اللّه بن جعفر وعمر بن الخطاب نسبت برند ، نه به مادر ونه به رسول خدا صلى اللّه عليه واله ؛ زيرا ايشان فرزندان دختر بنت آن حضرت هستند ونه فرزندان دخترش ، ودليل بر اين مطلب ، أحاديث مرويه از آن حضرت صلى اللّه عليه واله است .
مسأله چهارم اين كه : آيا ايشان را شريف مىتوان خواند ، واطلاق اسم شريف بر ايشان جايز است يا نيست ؟ -