هامش
- پس ابن زياد تهيه سفر آنها را تا سه روز ديد وايشان را از كوفه بيرون فرستاد . روز هيجدهم صفر خود را به زمين كربلا رساندند وروز بيستم صفر كه أربعين آن حضرت باشد ، در آنجا ماندند وجابر را ملاقاة كردند وبه ناله وعزادارى پرداختند . پس ابن زياد سرهاى شهدا را از دنبال ايشان فرستاد ودر كربلا به هم پيوستند وبعد از آن به سوى دمشق روان شدند . منزل اوّل ايشان قادسيه بود . به روايت أبى مخنف بعد از قادسيه ، تكريت پس از آن موصل وبه قولي دير أعلى واز آنجا به دير عروة واز آنجا به موصل واز آنجا تل اعفر واز آنجا جبل سنجار وبعد از آن نصيبين واز بعد آن عين الورد وبعد از آن دعوات وبعد از آن قنّسرين وبعد از آن شيزر ، بعد از آن كفرتاب ، بعد از آن سيبور ، بعد از آن حمص ، بعد از آن كنيسه قسيس ، بعد از آن بعلبك ، بعد از آن صومعة راهب ، بعد از آن ورود به شام . اختلاف در اين باب بسيار است وبه قوهء اجتهاد حقيقت امر مكشوف نشود . بعضي حلب وجبل جوشن وعسقلان وحماه وحرّان ويسجر ومعرة النعمان را از آن بلاد مىشمارند كه أهل بيت از آنجا عبور كردند ؛ واللّه العالم كيف كان . اگر مدت چهل روز از كوفه تا شام طي مسافت نكرده باشند ؛ البتة از بيست روز كمتر نبوده است وكساني كه مىگويند اوّل ماه صفر وارد شام شدند ، نهايت بعيد دارد كه اين همه منازل را در عرض پانزده يا شانزده روز طي بنمايند ؛ چه آنكه حركت نسوان وعليل بيمار وأطفال خردسال در اين بيابانهاى موحش اگر با اين سرعت وعجله رهسپار مىشدند كه چهل منزل را در عرض پانزده روز طي كنند ، همه تباه مىشدند وغرض يزيد اين بود كه ايشان را به شام درآورد وآنان كه مىگويند اوّل صفر وارد شام شدند ، طريقي براي تصحيح اين مطلب درست كردهاند وآن مخابره با كبوتر معلم است كه ابن زياد به كسب تكليف خود را به اين وسيله به اسرع وقت نمود وكبوتر جواب نامه را براي أو آورد وروز سيزدهم يا چهاردهم محرم آنها را به جانب شام روان كرد . باز هم بر فرض صدق نهايت بعد دارد ؛ واللّه العام بحقايق الأمور .
محلاتى ، رياحين الشريعة ، 3 / 146 - 147 ، 151 ، 152 - 153