تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
هامش
- السّلام عليك يا رسول اللَّه ! واللَّه ما ضربت بسيف ولا طعنت برمح ولا رميت سهماً . « سوگند با خداى ، اى رسول پروردگار ! نه با شمشير ضربي آزمودم ونه با نيزه طعنى افكندم ونه تيرى پرتاب كردم . » فقال النّبيُّ : ألست أكثرت السّواد ؟ پيغمبر فرمود : « آيا سواد سپاه خصم را زياد نكردى ؟ » وفرو گرفت مرا واز تشتى كه سرشار بود از خون حسين مرا مكحول ساخت كأنه در چشم من آتشى پراكند . چون از خواب انگيخته شدم ، از هر دو چشم كور بودم . سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السلام ، 3 / 378 - 379 وديگر عبداللَّه بن رياح قاضى كورى را از علت كوريش پرسش گرفت ، گفت : در واقعهء كربلا حاضر شدم ، لكن به مقاتلت مقابلت نورزيدم . از آن پس كه امام حسين عليه السلام شهيد گرديد ، شبى در عالم خواب مردى هايل را نگران شدم . پس بانگى بر من زد وگفت : « برخيز وبه حضرت رسول خداى صلى الله عليه وآله وسلم حاضر شو . از بيم وهيبت ، نيروى حركت از من برفت . » گفتم : « طاقت حركت ندارم . » پس دست مرا بگرفت وكشان كشان به حضرت رسول يزدان ببرد . آن حضرت را اندوهناك بديدم كه در دست مباركش حربه ودر پيش روى مباركش نطعى بگسترده بودند . فرشته‌اى با شمشيرى از آتش در حضرتش به پاى وگروهى را گردن همى زد . آن آتش در ايشان مىافتاد وآنان را مىسوخت ، ديگرباره زنده مىشدند وهمچنان بدان‌گونه كشته وسوخته مىشدند . چون اين حال بديدم ، گفتم : « السلام عليك يا رسول اللَّه ! سوگند به خداى ، نه با شمشير بزدم ، نه با نيزه طعنه‌اى فرود آوردم ونه تيرى به كسى پرّان داشتم . » فرمود : « آيا بر سواد سپاه وكثرت لشكر نيفزودى ؟ » پس مرا فرو گرفت ، واز تشتى كه از خون حسين عليه السلام سرشار بود ، مرا مكحول نمود . چشم‌هاى من بسوخت وچون از خواب برجستم هردو چشمم كور بود . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 354
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 542 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية