الصّدوق ، الخصال ، 2 / 615 - 618 رقم 4 / عنه : المجلسي ، البحار ، 46 / 61 - 63 ؛ الحويزي ، نور الثّقلين ، 2 / 452 ؛ المشهدي القمي ، كنز الدّقائق ، 6 / 359 - 360 ؛ الأمين ، أعيان الشّيعة ، 1 / 636
وبه [ السّيِّد أبو طالب الزّيديّ ] : أخبرنا أبو العبّاس « 1 » الحسنيّ ، قال : حدّثنا محمّد بن جعفر القردانيّ « 2 » ، قال : حدّثنا عليّ بن إبراهيم بن هاشم ، عن أبيه ، عن حيّان « 3 » بن سدير ، عن
هامش
- گفت : « هرگز به روز براي أو غذا نياوردم وهرگز به شب بستر براي أو نگستردم . »
روزى گذارشان به جمعى افتاد كه نسبت به حضرتش بدگويى مىكردند . نزد آنان ايستاد وفرمود : « اگر در گفتار خود راست گوييد ، خداوند مرا بيامرزد واگر دروغگو هستيد ، خداوند شما را بيامرزد . »
واز عادت حضرت اين بود كه چون دانشآموزى به خدمتش مىرسيد ، مىفرمود : « خوش آمدى ، اى سفارش شدهء رسول خدا . »
سپس مىفرمود : « به راستى كه چون دانشآموز از خانهء خود بيرون مىآيد ، پاى خود بر هيچ تر وخشكى از زمين نمىگذارد ، مگر آنكه تا هفتمين طبقهء زمين براي أو تسبيح مىگويند . »
وصد خانواده از فقيران مدينه را سرپرستى مىفرمود واز اينكه يتيمان وبيچارگان وزمينگيرشدگان وتهيدستانى كه راه چاره ندارند بر سر سفرهء أو بنشينند ؛ خوشش مىآمد وبا دست خود لقمه براي آنان مىگرفت وهريك از آنان كه عائلهمند بود ، از غذاى خود براي عائلهاش مىبرد وغذايى نمىخورد تا آنكه أول مانند آن غذا را صدقه مىداد وهر سال هفت پينه از هفت محل سجده أو مىافتاد از بس نماز مىخواند وآن حضرت آن پينهها را جمعآورى مىفرمود وچون از دنيا رحلت فرمود ، آن پينهها به همراه أو به خاك سپرده شد وبر پدرش حسين عليه السلام بيست سال گريست وغذايى به پيش آن حضرت گذاشته نشد ، مگر آنكه گريست تا آنجا كه غلامش عرض كرد : « اى فرزند رسول خدا ! آيا روزگار اندوه تو به سر نيامد ؟ »
فرمود : « واي بر تو ! يعقوب پيغمبر دوازده پسر داشت وخداوند يكى از آنان را از چشم أو پنهان كرد . يعقوب از بس بر أو گريست ، ديدگانش كور وموى سرش از اندوه سفيد گشت وپشتش از بار غم خميد وحال آنكه پسرش در دنيا زنده بود ومن خودم ديدم كه پدرم وبرادرم وعمويم وهفده نفر از خاندانم كشته ودر كنار من افتاده بودند . پس چگونه روزگار اندوه من به سر آيد ؟ »
فهرى ، ترجمهء خصال ، 2 / 615 - 618
( 1 ) - [ في الخوارزمي مكانه : « وأخبرني الشّيخ الإمام سيف الدّين أبو جعفر محمّد بن عمرو بن عليّ كتابة ، أخبرني الشّيخ الإمام أبو الحسن زيد بن الحسن بن عليّ البيهقيّ ، أخبرني السّيِّد الإمام النّقيب عليّ بن محمّد بن جعفر الإسترآباديّ ، حدّثني السّيِّد الإمام زين الإسلام أبو جعفر محمّد بن جعفر بن عليّ الحسنيّ ، حدّثني السّيِّد الإمام أبو طالب يحيى بن الحسين ، أخبرني أبو العبّاس . . . » ] .
( 2 ) - [ في الخوارزمي والعبرات : « القزادانيّ » ] .
( 3 ) - [ في المطبوع : « حبّان » وفي الخوارزمي والعبرات : « حنان » ] .