وفي أخبار الدّول : « 1 » إنّه [ أرسل ] « 1 » النّعمان بن بشير مع ثلاثين رجلًا ، فكان يسايرهم ليلًا ، فيكونون « 2 » أمامه بحيث لا يفوتون طرفه ، وإذا نزلوا تنحّى عنهم هو وأصحابه ، فكانوا حولهم كهيئة الحرس ، وكان يسألهم عن حاجتهم ، ويلطف بهم حتّى دخلوا المدينة . « 3 »
القمي ، نفس المهموم ، / 470 / مثله المازندراني ، معالي السّبطين ، 2 / 190
هامش
- قبول نمود با صولت وسطوت يزيد منافى نيست ومخالف امر أو نبوده است .
بالجملة « على أيّ نحو كان » 7 أهل بيت طهارت وسرادقات عصمت را در خدمت علي بن الحسين عليهما السلام با كمال حشمت واحترام روان داشت وبه روايت أبو إسحاق اسفرائنى در كتاب نور العين چون حضرت زينب از قبول مال امتناع ورزيد ويزيد يكى از قواد 8 سپاه را بخواند وهزار سوار با أو بسپرد وأو را فرمان كرد تا ايشان را به سوى مدينه يا هر مكاني كه ايشان اختيار نمايند ، سفر دهد ، وتمامت ما يلزم 9 ايشان را به جا گذارد . آنگاه سرِ مبارك را در مشك وكافور بيندود وبه ايشان تسليم كردند .
1 . مختلف فيه : چيزى كه در آن اختلاف واقع شده است .
2 . نطع : بساطى است كه از چرم ساخته مىشود ودر زير شخص محكوم به شكنجه انداخته مىشود ، سفره چرمى .
3 . سداد : محكم بودن .
4 . نزل : آنچه براي مهمان تهيه مىشود .
5 . قائد : پيشوا .
6 . رائد : كسى كه از طرف جمعيتى فرستاده مىشود به منظور اينكه جاى مناسبى جهت فرود آمدن آنها پيدا كند .
7 . على أيّ نحو كان : هرجور كه هست .
8 . قواد ( جمع قائد ) : پيشوا ، رهبر .
9 . ما يلزم : آنچه لازم باشد .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 258 - 260
( 1 - 1 ) [ المعالي : « إنّ الرّسول هو » ] .
( 2 ) - [ المعالي : « فيكون » ] .
( 3 ) - در اخبار الدول است كه : غافله سالار آنها نعمان بن بشير بود وسى مرد همراهش بود . شب آنها را راه مىبرد ودر چشمرس دنبال آنها مىرفت وچون منزل مىكردند ، با ياران خود دورتر از آنها جا مىگرفت وچون پاسبانى گرد آنها بود واز حوايج آنها پرسش مىكرد وبا آنها ملاطفت مىنمود تا به مدينه رسيدند .
كمرهاى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 225
پس آن مرد به وصيت يزيد پليد عمل نمود وأهل بيت عصمت عليهم السلام را به آرامى ومدارا كوچ مىداد واز هر جهت مراعاة ايشان مىنمود تا به مدينه رسانيد .
وقرمانى در اخبار الدول نقل كرده است : « نعمان بن بشير با سى نفر أهل بيت را حركت دادند به همان طريق كه يزيد پليد دستور داده بود تا به مدينه رسيدند . »
قمى ، منتهى الآمال ، / 524