الصّدوق ، عيون أخبار الرّضا ، 2 / 25 - 26 ، من لا يحضره الفقيه ، 4 / 301 ، كتاب المواعظ ، / 131 - 132 - عنه : الحرّ العاملي ، وسائل الشّيعة ، 17 / 290 - 291 ؛ المجلسي ، البحار ، 45 / 176 - 177 ، 63 / 492 ؛ البحراني ، العوالم ، 17 / 415 - 416 ؛ الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 500 - 501 ؛ البهبهاني ، الدّمعة السّاكبة ، 5 / 101 - 102 ؛ القمي ، نفس المهموم ، / 439 ؛ المازندراني ، معالي السّبطين ، 2 / 156 - 157 ؛ القزويني ، الإمام الحسين عليه السّلام وأصحابه ، 1 / 425 - 426 ؛ المحمودي ، العبرات ، 2 / 285 ؛ مثله الرّاوندي ، الدّعوات ، / 162 ؛ السّبزواري ، جامع الأخبار ، / 432 ؛ المجلسي ، البحار ، 76 / 237 - 238
هامش
- روى آن سر مطهر گسترانيده بود ، امر كرد فقاع حاضر ساختند وآن ملعون آن شراب را مىخورد وبه أصحاب خود مىداد ومىخوردند وبه ايشان مىگفت : بخوريد اين شراب را كه شراب مباركى است واز مباركى اين شراب آن است كه ما اوّل كسى باشيم كه اين شراب را بخوريم وحال اينكه سر دشمن ما مقابل روى ما گذاشته وسفرهء طعام روى آن گسترانيده با كمال اطمينان قلوب وسكون نفس طعام وشراب مىخوريم .
پس هركس از شيعيان ما است بايد از خوردن فقاع اجتناب كند ، زيرا كه اين است شراب دشمنان ما واگر اجتناب از آن نكند ، از ما نيست . وپدر بزرگوارم از پدرش ، از پدران خود ، از علي بن أبي طالب عليه السّلام روايت كرده است كه آن جناب عليه السّلام فرمود : رسول خدا فرمود : نپوشيد لباس دشمنان مرا ونخوريد طعامهاى دشمنان مرا ونرويد در راههاى دشمن من . پس از دشمنان من شويد چنانكه ايشان دشمنان من هستند . »
مصنف گويد : لباس دشمنان ، لباس سياه است وطعامهاى دشمنان شرابى است كه مستكننده است از هر چيزى كه بسازند وفقاع است .
مترجم گويد : فقاع را از شيره جو مىسازند وچون مسكر نيست ، از اين جهت نبيذ را كه مطلق خمر است ، مقيد به اسكار نموده است وحرمت خوردن فقاع بخصوصه منصوص است - در اخبار - وگل است وچند قسم از ما هي است كه جرى ومارماهى وزمير وطافى وهر قسم ما هي كه فلس نداشته باشد وگوشت سوسمار وخرگوش وروباه وهر مرغى كه در حين پريدن بالهاى خود را بر دو طرف خود نزند وهر تخمى كه دو طرف آن مساوى باشد ودبا از ملخ كه آن قسمي است از ملخ كه استقلال در پريدن ندارد ؛ يعنى پيوسته نمىتواند بپرد ؛ بلكه جستن مىكند وسپرز حيوان . اما رفتن در راههاى دشمنان رفتن در مواضع تهمت است ورفتن در مجالس شراب است ورفتن در مجالسى كه آلات لهو مىنوازند ورفتن در مجالسى است كه حكم به حق نمىكنند ورفتن در مجالسى كه بدگويى أئمة ومؤمنان مىكنند ورفتن در مجالس أهل معصيت وظلم وفساد است ؛ ولا حول ولا قوّة إلّا باللّه العليّ العظيم .
أصفهاني ، ترجمهء عيون أخبار الرضا ، 1 / 261 - 262