هامش
- وصفيّي وانتهك حرمته وقتل عترته ونبذ عهده وظلم أهله عذابا لا أعذبه أحدا من العالمين . فعند ذلك يضجّ كلّ شيء في السّموات والأرضين يلعن من ظلم عترتك واستحلّ حرمتك » .
آنگاه جبرئيل عرض كرد : يا محمّد ! همانا برادرت علي عليه السّلام بعد از تو به سبب تقويت دين وحفظ آيين تو به دست أشر واشقى 11 أمت تو مقهور ومغلوب ومقتول خواهد شد وأو را نكوهيدهترين مردمان وشقىترين آفريدگان كه نظير پى كنندهء ناقة صالح است ، در آن شهر كه هجرتگاه أو است ، يعنى شهر كوفه شهيد خواهد كرد وآن شهر مغرس 12 شيعيان أو وشيعيان فرزندان أو است . مصيبت وبليت أو عظيم خواهد بود .
اما اين سبط تو حسين عليه السّلام با جماعتى از فرزندان وأهل بيت ونيكان از أمت تو در كنار نهر فرات در زمين كربلا شهيد مىشود وبه سبب كشتن أو ، كرب وبلا واندوه وحزن دشمنان تو ودشمنان ذريهء تو در آن روز كه اندوهش را تمامى وحسرتش را انجامى نباشد ، بسيار مىگردد ؛ واين زمين كربلا أطهر تمام بقاع 13 زمين ودر حرمت بزرگتر از تمامت آنها واز زمين مستوى بهشت است ؛ وچون آن روز كه فرزندزاده تو وأهل تو شهيد مىشوند ، فرا رسد ، ولشگر كفر وملعنت بر وى أحاطت نمايند ، زمينها بالجملة جنبان وكوهها به تمامت لرزان وبا انقلاب واضطراب فراوان گردد .
ودرياها با تمام اضطراب موج از موج درافكنند ؛ وآسمانها أهل خويش را با اضطراب وپريشانى دراندازد به سبب خشم وغضبى كه براي تو وذريهء تو وعظيم شمردن هتك حرمت تو وجزاى ناخوبى كه از أمت تو به ذريت تو مىرسد ، آنها را فروگرفته خواهد بود وهيچ آفريدهاى نماند ؛ جز اينكه از خداى قاهر وقادر دستوري طلبد ؛ كه أهل بيت مظلوم تو را كه بعد از تو حجت خداوند مىباشند ، بر آفريدگان يارى نمايد . پس ، خداوند تعالى وحى نمايد به آسمانها وزمينها وكوهها ودرياها وهرچه در آنهاست كه :
« منم پادشاه قاهرى كه هيچ گزنده از حيطهء اقتدار من بيرون نشود ؛ وامتناع هيچكس مرا عاجز نگرداند از هركه خواهم در هروقت كه خواهم انتقام مىتوانم كشيد . به عزت وجلال خود سوگند ياد مىكنم كه عذاب مىنمايم آنكس را كه فرزند پيغمبر وبرگزيدهء مرا وآنكس را كه هيچ خونى با خون أو برابر نباشد به كشته وپرده حشمت وحرمت أو را چاك زده وعترت أو را مقتول ساخته وپيمان أو را بشكسته وبر أهل بيت ستم رانده است ، آنگونه عذابي كه هيچكس از عالميان را چنان عذابي نكرده باشم . پس ، اين هنگام هركه وهرچه در آسمانها وزمينها هستند به آواز بلند بر آنكس كه بر عترت تو ستم رانده وهتك حرمت تو را وأو را شمرده [ است ] ، لعنت نمايند .
« فإذا برزت تلك العصابة إلى مضاجعها تولى اللّه عزّ وجلّ قبض أرواحها بيده وهبط إلى الأرض ملائكة من السّماء السّابعة معهم آنية من الياقوت والزّمرّد مملؤة من ماء الحيات وحلل من حلل الجنّة وطيب من طيب الجنّة فغلسوا جثتهم بذلك الماء والبسوها الحلل وحنّطوها بذلك الطّيب وصلّى الملائكة صفا صفا عليهم ثمّ يبعث اللّه قوما من أمّتك لا يعرفهم الكفّار ولم يشركوا في تلك الدّماء بقول ولا فعل ولا نيّة فيوارون أجسامهم ويقيمون رسما لقبر سيّد الشّهداء بتلك البطحاء يكون علما لأهل الحقّ وسببا للمؤمنين إلى الفوز وتحفّه ملائكة من كلّ سماء مأة ألف ملك في كلّ يوم وليلة ، ويصلّون عليه ، يسبّحون اللّه عنده ، ويستغفرون اللّه لزوّاره ، -