هامش
- حسين ، پسر فاطمه ! تو چه حرمت از رسول خدا دارى كه ديگرى ندارد ؟
حضرت اين آية را تلاوت نمود كه :إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْراهِيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ * ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ .پس حضرت فرمود : « به خدا سوگند كه محمد از آل إبراهيم بوده وعترت هاديه از آل محمدند . »
پس سر مبارك به سوى آسمان بلند كرد وگفت : « خداوندا ! امروز به محمد بن أشعث مذلّتى بنما كه بعد از آن هرگز عزيز نگردانى أو را . »
در همان ساعت أو از لشكرگاه بيرون رفت وبراي قضاى حاجت نشست . ناگاه عقربى را خدا بر أو مسلّط گردانيد كه أو را گزيد وأو با عورت گشوده در عذرهء خود غلتيد تا روح پليدش به عذاب شديد رسيد .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 656
اين وقت از ساقهء سپاه ، عمر بن سعد برسيد ومحمد بن أشعث بن قيس كندى فراز آمد وگفت : « اى حسين پسر فاطمه ! از رسول خدا كدام حشمت وحرمت تو را است كه بيرون تو ديگرى را نيست ؟ »
آن حضرت اين آيت مبارك را تلاوت فرمود :إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْراهِيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ،ثمّ قال : واللّه إنّ محمّدا لمن آل إبراهيم وإنّ العترة الهادية لمن آل محمّد .
چون آيهء مباركهء قرآن را در فضيلت آل محمد قرائت كرد وايشان را بر تمامت عالميان تفضيل داد ، فرمود : « گويندهء اين كلمات كدام كس بود ؟ »
گفتند : « محمد بن أشعث . »
اين هنگام حسين عليه السّلام سر به سوى آسمان برداشت .
فقال : اللّهمّ أر محمّد بن الأشعث ذلّا في هذا اليوم ، لا تعزّه بعد هذا اليوم أبدا .
يعنى : « اى پروردگار من ! محمد بن أشعث را هم امروز لباس ذلت در پوشان وپس از امروز هرگز أو را خلعت عزت عطا مكن . »
در زمان محمد بن أشعث را عارضهاى فراز آمد وقضاى حاجت را ، از ميان جماعت به يك سوى شد .
خداوند عقربى بر وى بگماشت تا حشفهء أو را بگزيد وأو مكشوف العورة ، ميان پليدى خويش بغلتيد تا جان بسپرد .
سپهر ، ناسخ التّواريخ سيّد الشّهداء عليه السّلام ، 2 / 228 - 229 ( 1 )
( 1 ) . [ اين مطلب را در احوالات حضرت سجاد عليه السّلام ، 3 / 348 - 349 تكرار نموده است ] .