الصّدوق ، الأمالي ، / 597 - 598 رقم 5 ، إكمال الدّين ، / 532 - 533 رقم « 1 » - عنه :
السّيّد هاشم البحراني ، مدينة المعاجز ، / 283 ؛ المجلسي ، البحار ، 44 / 252 - 253 ؛ البحراني ، العوالم ، 17 / 143 - 145 ؛ البهبهاني ، الدّمعة السّاكبة ، 4 / 114 - 115 ؛ القمي ، نفس المهموم ، / 56 - 57 ؛ مثله الجزائري ، الأنوار النّعمانيّة ، 3 / 247 - 248
روى عبد اللّه بن سنان قال : دخلت على سيّدي أبي عبد اللّه جعفر بن محمّد عليهما السّلام في يوم عاشوراء ، فألقيته كاسف اللّون ، ظاهر الحزن ، ودموعه تنحدر من عينيه كاللّؤلؤ المتساقط ، فقلت : يا ابن رسول اللّه ! ممّ بكاؤك ، لا أبكى اللّه عينيك . فقال لي : أو في غفلة أنت ؟ أما علمت أنّ الحسين بن عليّ عليهما السّلام أصيب في مثل هذا اليوم ؟ قلت : يا سيّدي ! فما قولك في صومه ؟ فقال لي « 1 » : صمه من غير تبييت ، وأفطره من غير تشميت ، ولا تجعله
هامش
- گفتم : « يا أمير المؤمنين ، نه ! »
فرمود : « اگر چون منش مىشناختى ، از آن نگذشتى تا چون من گريه كنى . »
وچندان گريست كه ريشش خيس شد وأشك بر سينهاش روان شد وبا هم گريه كرديم ومىفرمود :
« واي واي مرا چه كار با آل أبو سفيان ؟ چه كار با آل حرب حزب شيطان واولياى كفر . صبر كن اى أبا عبد اللّه كه پدرت بيند آنچه را تو بيني . »
از آنها سپس آبى خواست ووضوى نماز گرفت وتا خدا خواست نماز كرد . سپس سخن خود را باز گفت وبعد از نماز وگفتارش چرتى زد وبيدار شد وگفت : « يا ابن عباس . » گفتم : « من حاضرم . »
فرمود : « خوابى كه اكنون ديدم برايت بگويم ؟ »
گفتم : « خواب ديدى خير است ، انشاء اللّه . »
گفت : « در خواب ديدم گويا مردانى فرود آمدند از آسمان با پرچمهاى سفيد وشمشيرهاى درخشان به كمر وگرد اين زمين خطى كشيدند وديدم گويا اين نخلها شاخههاى خود را با خون تازه به زمين زدند وديدم گويا حسين فرزند وجگرگوشهام در آن غرق است وفرياد مىزند وكسى به دادش نمىرسد وآن مردان آسمانى مىگويند : صبر كنيد اى آل رسول ! شما به دست بدترين مردم كشته شويد واين بهشت است اى حسين كه مشتاق تو است . وسپس مرا تسليت گويند وگويند : اى أبو الحسن مژده گير كه چشمت را در روز قيامت روشن كرد وسپس به اين وضع بيدار شدم وبدان كه جانم به دست أو است . صادق مصدق أبو القاسم احمد برايم باز گفت كه من آن را در خروج براي شورشيان بر ما خواهم ديد . اين زمين كرب وبلا است كه حسين با هفده مرد از فرزندان من وفاطمه در آن به خاك مىروند وآن در آسمانها معروف است وبه نام زمين كرب وبلا شناخته شده است ؛ چنانچه زمين حرمين ( مكة ومدينه ) وزمين بيت المقدس ياد شوند . »
كمرهاى ، ترجمهء امالى ، / 597 - 598
( 1 ) - [ لم يرد في العوالم ] .