هامش
- ونعيم موفور خود را مشاهده كردند ويقين ايشان زياد گرديد ، وبه آن سبب ألم نيزه وشمشير وتير بر ايشان نمىنمود ، وشربت شهادت برايشان گوارا بود .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 650
وديگر در خرايج از علي بن الحسين رحمه اللّه مروى است .
قال : كنت مع أبي في اللّيلة الّتي قتل في صبيحتها ، فقال لأصحابه : هذا اللّيل ، فاتّخذوه جنّة ، فإنّ القوم إنّما يريدونني ولو قتلوني لم يلتفتوا إليكم . وأنتم في حلّ وسعة ، فقالوا : واللّه لا يكون هذا أبدا ، فقال : إنّكم تقتلون غدا كلّكم ولا يفلت منكم رجل ، قالوا : الحمد للّه الّذي شرّفنا بالقتل معك .
سيد سجاد عليه السّلام مىفرمايد : « در شب عاشورا ملازم خدمت پدرم حسين عليه السّلام بودم ، آن حضرت أصحاب خويش را طلب فرمود وگفت : « خويشتن را واپائيد وسلامت خود را از دست باز مدهيد ، اين جماعت جز در طريق خصومت من نپويند وجز مرا نجويند ، گاهى كه مرا به قتل رسانند ، نگران شما نشوند ، من ذمّت شما را از بيعت خويش برى ساختم ، در اين تاريكى شب ره خويش پيش گيريد وجان به سلامت ببريد . »
گفتند : « لا واللّه هرگز اين نكوهيده كار نكنيم . »
فرمود : « بدانيد فردا همگان كشته شويد ويك تن از شما زنده نماند . » گفتند : « سپاس خداى را كه در ركاب تو عز شهادت خواهيم يافت وبه سرچشمهء سعادت خواهيم شتافت . »
اين وقت أصحاب را پيش خواند .
فقال لهم : ارفعوا رؤوسكم وانظروا ، فجعلوا ينظرون إلى مواضعهم ومنازلهم من الجنّة ، وهو يقول لهم : هذا منزلك يا فلان ! وكان الرّجل يستقبل الرّماح والسّيوف بصدره ووجهه ليصل إلى منزله من الجنّة .
فرمود : « سر برداريد وبه جانب آسمان نگران شويد . »
چون سر برافراختند منازل خويش را در بهشت ديدار كردند ، وآن حضرت يكيك را ندا مىكرد ومنزل هريك را با أو مكشوف مىداشت وايشان به شوق وصول به منزل خويش ، حدود سيف وسنان را استقبال مىكردند ، وزخم تيغ وتير را بر سر وسينه دواى درد ومرهم جرح مىدانستند . »
سپهر ، ناسخ التّواريخ سيّد الشّهداء عليه السّلام ، 4 / 72 - 73
در بحار الأنوار حضرت امام زين العابدين عليه السّلام مروى است كه در آن شب كه به روزش پدرم شهيد مىشد ، در خدمتش حاضر بودم . با أصحاب خويش فرمود : « اينك شب است وأو را جمله بگيريد . » يعنى چون تاريكى بر جهان پرده برافكنده ، وكسى را بر كسى دست نرسد ، اين تاريكى را براي دفع شر أعادي وگزند عدوان چون سپر شماريد ، وهريك به هر سوى خواهيد ، راه بسپاريد ؛ راقم حروف گويد : « ممكن است اين همان عبارت مذكور باشد ؛ فاتّخذوه جملا ، وكاتب حروف جنة نوشته باشد . »
بالجملة فرمود : « اين قوم به قصد وآهنگ من هستند ومقصود ايشان ، من باشم . واگر مرا بكشند ، با شما التفاتى نيارند وشما در حل وسعت بيعت هستيد . »
عرض كردند : « سوگند با خداى هرگز اين كار نشود واز تو بر كنار نمانيم وحل بيعت نخواهيم ووقت نخواهيم ووقت نجوئيم تا از تو روى برتابيم . »
« فقال : إنّكم تقتلون غدا كلّكم ولا يفلت منكم رجل . » فرمود : « بامدادان جملهء شما دستخوش شمشير -