تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧
اين حالت درونى به ظاهر وبدن سرايت مىكند وحالش دگرگون مىشود وذلّت وبىحسّى به أو دست مىدهد ، ونالهء دل ولرزش جسماني بر أو مسلط مىشود ، وأو را از معاصي باز مىدارد وبه جبران نيكيها وصفتهاى خوب كه قبلا از أو فوت شده أو را به عبادات وكارهاى نيك مقيد مىكند وبه اين سبب أميال شهوانى در أو سركوب شده ولذتها وخوشيهايش بىرونق مىشود ، وبا سوز دل به علت خوف ، أو را چنان خوارى وذلتى دست مىدهد كه بسيارى از صفات ناپسند از أو دور مىشود از قبيل كبر ، حسد ، كينه وبخل وبقيه رذايل . اما جمع ميان خوف ورجاء باعث ايجاد فضايل بسيارى در انسان مىشود ، زيرا هر گاه معرفت ويقين به حق تعالى حاصل شود ، خوف از عذاب واميد به ثواب در وى به هيجان مىآيد ونيز اين دو در وجود انسان صبر وبردبارى مىآفرينند ، وصبر بر تحمل ناملايمات كه موجب دخول در بهشت است تحقق نمىيابد مگر در صورتي كه نيروى رضاى به قضاى حق در آدمي تقويت يابد ، ونيز صبر بر ريشه كن كردن شهوات ولذتها كه وجودشان باعث داخل شدن در آتش دوزخ است ، ميسّر نمىشود بجز در صورتي كه نيروى خوف از خدا در وى شدت يابد . به اين دليل امام علي ( ع ) مىفرمايد : من اشتاق إلى الجنة سلىّ عن الشهوات ومن اشفق من النار رجع عن المحرمات : آن كه مشتاق بهشت است خود را از شهوتها بيرون كشد وهر كس از آتش بترسد از انجام دادن كارهاى حرام منصرف شود . مقام صبر علاوة بر اين فايده ، روح انسان را به مرتبهء مجاهدهء نفساني ترقى مىدهد وأو را آمادهء ذكر خدا وتفكر در وجود أقدس أو ، مىكند واين امر سبب كمال معرفت وانس با خدا مىشود ، انسى كه محبت آفرين است وعلت پيدايش مقام رضا وتوكل به خداوند مىباشد ، زيرا رضايت وخشنودى دوست در كارى كه محبوبش انجام مىدهد ، از لوازم ضروري محبت است . حال كه معلوم شد كه خوف ورجا هر دو معلول يك علت هستند كه همان