تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 738

مساهمون:

ص٧٣٨
معرفت ويقين به وجود خداوند است پس اين دو متلازم يكديگرند نه متضادّ ، گر چه از ظاهر امر گاهى ممكن است گمان شود كه ميانشان تضاد است بويژه هنگامى كه يكى از آنها به واسطهء غلبهء اسبابش بر ديگرى غالب آيد ودل به آن مشغول واز ديگرى غافل شود ، قهرا چنين تصور مىشود كه امر غالب ، منافى وضد امر مغلوب است به اين دليل امام ( ع ) در عبارت بالا : وان استطعتم ، وما بعدش اشاره به اين مطلب فرمود كه آنچه براي مردم ، راجع به خوف وحسن ظنّ به خداوند مورد شك وترديد است ، قدرت بر جمع ميان اين دو است . سپس محمد بن أبي بكر را هشدار مىدهد كه با اعطاى فرمانروايى بزرگترين متصرفات واقليمها به وى ، نسبت به أو احسان بزرگى را انجام داده است ، تا با يادآورى اين احسان بتواند آنچه از سفارشها ووصيتها كه مىخواهد بر پايهء آن استوار كند . ( 59024 - 58981 ) 6 - آخرين أصل از مطالب اين عهدنامه آن است كه أو را توجه داده است به چيزى كه سزاوار اوست وشايسته است كه آن را انجام دهد وآن مخالفت با نفس اماره است كه وى را به كارهاى زشت وفحشا وبقيهء منهيات الهى وأدار مىكند به عبادت وأطاعت خداوند رو بياورد كه عقل وشرع به آن حكم مىكنند واز دين خود دفاع كند وشياطين جن وانس را از آن دور كند واگر از عمرش بجز يك ساعت باقي نمانده باشد سزاوار است آن مدت را به دفاع از دينش بسر برد . مطلب ديگر اين كه به خاطر خشنودى هيچ يك از آفريدگان ، خدا را به خشم وغضب در نياورد يعنى هيچ كس را در گناه كه موجب سخط خداوند است أطاعت وپيروى نكند . ( 59037 - 59025 )

فانّ في اللَّه . . . في غيره ،

در اين عبارت استدلال شده است بر اين كه فقط مراعاة رضايت وخشنودى حق تعالى واجب است نه غير أو ، وجملهء متن در حكم مقدمهء نخست از قياس مضمر شكل أول مىباشد وتقدير كبرايش اين