تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 734

مساهمون:

ص٧٣٤
است نسبت به آنچه در آينده وپس از مرگ به وسيلهء اعمالشان با آن روبرو مىشوند ، نه امرى حسّى ومادّى . پس از آن كه بطور مكرّر از مرگ وحتميت وقوعش ياد كرد ، وبا ذكر درهم پيچيده شدن دنيا ، مطلب را مؤكد كرد ، اكنون ، انسان را به ياد پى آمد مرگ كه آتش وعذاب است مىاندازد وبا توصيف كردنش به عميق بودن وگودى قعر آن ، آدمي را بهوش مىدارد كه هر چه بيشتر از آن حساب ببرد . از مواردى كه اين معنا را براي انسان متصور مىكند وبه ذهن مىآورد ، روايتي است كه يك وقت پيامبر أكرم صداى مهيب ووحشتناكى را شنيد ، به يارانش كه حاضر بودند رو كرد وفرمود : اين صداى افتادن سنگى بود كه در هفتاد سال پيش از لبه جهنم سرازير شده وهم اكنون به قعر آن رسيد وصدايش شنيده شد ، واين داستان در بارهء شخص منافقى بود كه در اين هنگام مرد وعمرش هفتاد سال بود ، ودر گذشته نيز به آن اشاره كرده‌ايم كه در مورد شدت حرارت آتش جهنم در قرآن چنين آمد .
« فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ
« 8 » » ودر بارهء سوزش عذابش مىفرمايد :
« كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ
« 9 » » وراجع به اين كه دوزخ جاى رحمت نيست وهيچ درخواستى شنيده نمىشود ، قرآن چنين حكايت مىكند :
« رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها
. . .
وَلا تُكَلِّمُونِ
« 10 » » . واين كه در دوزخ گشايشى براي هيچ اندوهى حاصل نمىشود مىفرمايد « إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ » ونيز آية بعد :
« وَنادَوْا
هامش
( 8 ) سوره توبه ( 9 ) آية ( 80 ) ، يعنى : بگو : سوزش آتش دوزخ سخت‌تر است . ( 9 ) سوره نساء ( 4 ) آية ( 55 ) ، يعنى : هر گاه پوستهايشان پخته شود بر ايشان پوستهاى ديگر ، جانشين كنيم تا عذاب را بچشند . ( 10 ) سوره مؤمنون ( 23 ) آية ( 106 ) ، يعنى : پروردگارا برون‌آور ما را از آن تا آن جا كه مىفرمايد : با من سخن نگوييد .