تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
در هر دو حالت ، آينده براي آن حضرت روشن است . ( 56653 - 56646 )

2 - تضجّ ضجيح الجمال بالاثقال ،

چنان كه شترها در زير بارهاى سنگين ناله وفرياد مىكنند تو نيز داد وفرياد خواهى زد ، وجه شبه سختى وشدت آزردگى است كه در هر دو ( معاويهء گرفتار وشتر زير بار ) موجود است ، وضجّه وناله كناية از آزردگى ورنج مىباشد ، وچون جنگ را تشبيه به درندهء گزنده كرده ، لذا براي عملي كه جنگ انجام مىدهد واژهء عضّ را كه به معناى گاز گرفتن است استعاره آورده است ، وجه تشبيه آن است كه اين سختيها وسنگينىها مثل فشار زير دندانها باعث ايجاد درد مىباشد . ( 56664 - 56654 )

3 - وكأنّى بجماعتك ،

مشبّه اين جا نيز خود امام است اما مشبّه به معنايى است كه از حرف با ، به معناى الصاق معلوم مىشود ، گويا عبارت امام چنين است : كانّى متصل أو ملتصق بجماعتك حاضر معهم ، محل فعل يدعوني نصب است بنا بر حاليت ، وعامل در حال ، معناى فعلى است كه از كأنّ فهميده مىشود ، يعنى خودم را تشبيه مىكنم به كسى كه حاضر است در حالي كه أصحاب تو ، به خاطر ناراحتى كه دارند أو را به فرياد مىخوانند ، كلمهء جزعا مفعول له است واژهء قضا را به طريق مجاز ، بر مقضى يعنى أموري كه در نتيجهء قضاى الهى يافت مىشود ، اطلاق كرده ، از باب اطلاق سبب بر مسبّب . ( 56671 - 56665 )

ومصارع بعد مصارع ،

كلمه مصرع در اين جا ، مصدر ميمى وبه معناى هلاكت است يعنى به سبب بىتابى از هلاكتهايى كه به بعضي از آنها بعد از ديگرى ملحق مىشود ، يا جزع وبىتابى كه بعد از هلاكت پدران گذشتهء آنها بر ايشان وارد مىشود ، اين از نشانه‌هاى آشكار ، بر حقانيت آن حضرت است كه پيش از وقوع قضية ، اطلاع داشت كه قوم معاوية ، أو را به كتاب خدا مىخوانند . ( 56675 - 56672 )

وهي كافرة ،

واو ، حاليه است وعامل در حال يدعوني مىباشد ، كافره :