اگر دروغ باشد من أو را به شما تسليم مىكنم ، آن وقت اگر بخواهيد أو را خواهيد كشت واگر بخواهيد زندهاش خواهيد گذاشت ، قريش گفتند حرف منصفانهات را مىپذيريم ، به دنبال عهدنامه رفتند ديدند چنان است كه پيامبر خبر داده ومتوجه شدند كه خود ، مردمى ظالم وقاطع رحمند ، اين بود معناى عبارات بالا : واضطرونا إلى جبل وعر . . . تا آخر .
( 56242 - 56231 )
فغرم اللَّه لنا ،
خدا در بارهء ما تصميم قاطع گرفت وبراي ما چنين مقرّر كرد كه از حوزهء اسلام دفاع كنيم ودين را حمايت كنيم تا هتك حرمتش نشود ، در اين عبارت حمايت از حرمت دين را كناية از جانبدارى از آن آورده است .
( 56251 - 56243 )
مؤمننا . . . عن الأصل ،
يعنى همهء ما بني هاشم از دين خدا دفاع مىكرديم وپيامبرش را حمايت مىكرديم ، اما آنان كه مسلمان ومؤمن بودند ، به اين عملشان اميد پاداش از خداوند داشتند وآنان كه در آن موقع ايمان نياورده وكافر بودند ، مانند عباس وحمزه وأبو طالب ( به قولي ) اينها به خاطر مراعاة أصل وحفظ خويشاوندى ، دشمنان را از پيامبر دفع مىكردند .
( 56308 - 56252 )
ومن اسلم من قريش . . . يوم موتة ،
حرف واو در أول جملهء حاليه است يعنى ما مشغول دفاع از دين خدا بوديم در حالي كه مسلمانان قريشى كه غير از بني هاشم وعبد المطلب بودند ، از قتل وترس وساير بلاها ومصيبتهايى كه ما داشتيم بر كنار ودر أمان بودند ، بعضي به سبب عهد وپيمانى كه با مشركان داشتند وبرخى ديگر به دليل رابطهء خويشاوندى وقبيلهاى كه با كافران داشتند از خطر دور ماندند ، وبه اين دليل كه بني هاشم وفرزندان عبد المطلب در حفظ جان رسول خدا كوشش داشتند وجهات ديگر كه ذكر شد فضيلت آنان وعلي بن أبي طالب بر بقيهء مسلمين روشن وواضح مىشود ، پس از آن كه خداوند پيغمبرش را دستور داد كه با مشركان بجنگد ، خانوادهء خود را جلو فرستاد وبه سبب آنها ، از اصحابش حرارت شمشير وسر نيزهها را دفع كرد .